{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران میراث خانوادگی ما بود ،

باران میراث خانوادگی ما بود ،
کوچک که بودم از سقف خانه‌ی ما میچکید
بزرگ که شدم
از چشمانم ...
-حسین‌پناهی🍁
دیدگاه ها (۱۳)

یاد گرفته امبگریم بی دغدغهبخندم بی بهانهبرقصم بی ترانهبرنجم ...

ما انسان ها مثل مدادرنگي هستيم… شايد رنگ مورد علاقه يکديگر ن...

و غم تبسمِ پوشیده‌ی نگاه گیاه است!و غم اشاره‌ی محوی به رد وح...

وقتی کوچک بودمفکر می‌کردم آدم‌ها چقدر بزرگند و ترس برم می‌دا...

سقف متحرک پارچه ای مدرن می‌تواند فضاهای مسکونی،تجاری، حیاطاس...

داستان:هوای اوایل پاییز در شهر کوچک “نرگس‌زار” دل‌انگیز بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط