{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام=)سایه مافیا

نام=)سایه مافیا
"لباس اسلاید دوم"

### پارت سوم: بازی با آتش

نیم ساعت گذشت. جونگ‌کوک روی تخت لباسِ شبِ ابریشمی و گران‌قیمتی گذاشته بود که بیشتر شبیه به لباسی برای نمایشِ قدرتِ او بود تا راحتیِ لیها. لیها با نفرت به پارچه‌ی مشکیِ لختِ روی تخت نگاه کرد. لبش را گاز گرفت و با خودش زمزمه کرد:
«فکر کردی من عروسکِ خیمه‌شب‌بازیِ توام که هر چی بگی بپوشم؟»

او نگاهش را در اتاق چرخاند و در نهایت،لباس دیگری پوشید. اما در ذهنش کلماتِ جونگ‌کوک رژه می‌رفت: *«اگه دیر برسی... اون‌وقت خودم میام که شخصاً بیدارت کنم.»*

لیها ناخودآگاه لرزید و گونه‌هایش داغ شد. افکارش به بیراهه رفت: *«خودم شخصاً بیدارت می‌کنم یعنی چی؟ یعنی میاد و... یعنی... نه! احمق نباش لیها، اون چی میگه؟ ول کن این افکارِ مسخره رو!»*

سرش را محکم تکان داد تا افکارِ ناخواسته را بیرون بریزد و با قدم‌هایی که سعی می‌کرد لرزش نداشته باشند، در را باز کرد. در راهرو، تهیونگ با همان چهره‌ی خونسرد و نگاهِ سردِ همیشگی‌اش به دیوار تکیه داده بود. با دیدنِ لیها که طبقِ دستورِ جونگ‌کوک لباس نپوشیده بود، ابرویی بالا انداخت.

تهیونگ با لحنی که رگه‌هایی از تهدید و تمسخر در آن بود، گفت:
«ارباب گفته بود اون لباس رو بپوشی. فکر نمی‌کنم انتخابِ هوشمندانه‌ای باشه که روزِ اولِ اسارتت رو با نافرمانی شروع کنی، کوچولو.»

لیها پوزخندی زد و مستقیم در چشمانِ تیهونگ نگاه کرد:
«من یه زندانی‌ام، نه یه مانکنِ ویترینِ عمارتِ شما. اگر می‌خواد حرفش خریدار داشته باشه، باید راهِ دیگه‌ای پیدا کنه، نه تحمیل کردنِ سلیقه‌اش به من.»

تهیونگ قدمی به او نزدیک شد. بوی سیگارِ تلخِ او فضا را پر کرد. با صدایی آهسته و بم گفت:
«جونگ‌کوک صبرِ زیادی داره، ولی وقتی صبرش تموم بشه، دیگه حتی صدایِ التماس‌هات هم نمی‌تونه متوقفش کنه. راه بیفت... بهتره قبل از اینکه عصبانی‌تر بشه، جلویِ چشمش باشی.»

لیها سرش را بالا گرفت و بدونِ اینکه ذره‌ای ترس در چهره‌اش نشان دهد، از کنارِ تیهونگ گذشت. اما خودش هم می‌دانست؛ او در حالِ بازی با آتش است، و جونگ‌کوک، آتشی بود که هیچ‌کس نمی‌توانست مهارش کند.
دیدگاه ها (۰)

نام=)سایه مافیا### پارت چهارم: سکوتِ قبل از طوفانوقتی لیها و...

سایه مافیا

فیکشن

فیکشن

عشق در قوانین مختلف پارت پنجملیها تیهونگ...

عشق در قوانین مختلف پارت ششممراسم تموم شد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط