{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک عشق زیبای من

فیک عشق زیبای من
پارت ۴


ا.ت: پسرا بریم تو دفتر
جیمین: اوهوم
ته ته: شما برید منم میام
ته ته اینا رفتم تو دفتر منم گوشیمو در اوردم زنگ زدم به سوآ
ته ته: های هانی ساعت ۶خودت و اون دوستت اماده باشید که ددی داری میاد
سوآ: وااای ددی باشه تو بیا
ته ته: اوهوم خدافظ
سوآ: خدافظ ددییییی
ته ته: بعد ار سوآ زنگ زدم به بابام
ته: الو بابا
ب.ته: هان بگو
ته: یه مشکلی هست
ب.ته: چه مشکلی
ته : اون پسره شریک جدید شرکت ا.ت حس میکنم میخواد موخ ا.ت بزنه و ا.ت لدش نمیاد اگه موفق بشه ما چیار کنیم من فقط شرکت ا.ت میخوام بابا تو اینو میدونیییی یکم بلند
ب.ته: نگران نباش به بابا ی ا.ت زنگ زدم گفتم شاید یه دختر نتوانست شرکتو اداره کنه اگر ا.ت با پسرم ازدواج کنه ا.ت میتونه راحت تر باشه
ته: خوب عمو چی گفت
ب.ته: گف امشب ساعت ۹بریم در بارش حرف بزنیم
ته: اهوم خدافظ
ته ته رفتم دست شویی بعدش صورتمو شستم رفتم کافه یه قهوه سفارش بدم

ا.ت: با حرف جیمین برگام ریخت
جیمین: به اجبار باهم قرار میزارید
ا.ت: چی اصلا به شما چه ربطی داره
جیمین: نه نه نمیخوام دخالت کنم فقط ملومه نمیخوای کنارش باشی
ا.ت: بخوام راحت باشم اره
منشی کانگ در زد
منشی: خانم خانم
ا.ت بله چیه
منشی: باید یچی بهتون بگم
ا.ت: در مورد
منشی: اقا ی کیم تهیونگ خانم نمیخوام من نمیخوام شما از شرکت برید
ا.ت: بشیم و بگو چی شدههههه
منشی کانگ تمام حرفای تهیونگ و ضبط کرده و به ا.ت نشون میده
جیمین : تنها راحی که به نظرم خوبه اینکه بریم دمبالش و چنتا عکس از اون دخترا و خودش بگیریم تا امشب به بابات نشون بدی ازدواج رو خراب کنی
منشی: اره خانم فکره خوبیه
ا.ت: پس ساعت شیش پشت سرش میریم
منشی کانگ و جیمین: اهوم
ا.ت: فقط...تهیونگ در میزنه
ته رفت داخل نشت که ساعت ۱۷:۳۰گفت
ته ته: عشقم من دیگه میرم
ا.ت: اهوم برو خدافظ
تهیونگ رفت ماهم پشتش رفتیم دمبالش رسیدیم اونجا و رفتیم داخل
جیمین: هی هی این...این دختره مو نارنجیه
ا.ت: خوب دختر عمه مه
جیمین: این همون دختره تو فرودگاهه اینو تو مغزم کفتم
عکس هارو گرفتم و به بابام نشون دادام و صدای تهیونگم گذاشتم که بابام ازدواج و کنسل کرد
یک ماه بعد پرش زمان به ساعت ۱۸
ا.ت زنگ زدم به جیا گفتم
ا.ت: الو سلام خوبی
جیا: اره خوبم بگو جونم
ا.ت: بریم بار هستی
ا.ت: اره من هانا رو آرایش میکنم سنش بره بالا بیاد باهامون میام دنبالت بای
جیا: بای
ا.ت: اماده شدیم رفتیم بار که مست مست بودم
جیمین رفته بودم بار با کوک بودم و هوپی که یهو ا.ت دیدم...
جیمین: این لباس خیلی کوتاه نیست
کوک: چیه داداش عاشق شدی
هوپی : الان پا میشه جرت میده
جیمین:پاشدم برم و همینطور که داشتم میرفتم گفتم کوک دوست دخترت هم لباسش بازه
کچک: با حرف کوک پاشد و گفت هان کو کجاست
جیمین به جیا اشاره میکنه
کوک: میره پیش جیا جیااااا عصبانی
جیا: کوک تو اینجا چیک...
کوک: این لباسسسسس به نظرت زیادی بدن نما و باز نیستتتت داد و عصبی
جیمین: کوک ارو...داشتم با کوک حرف میزدم که ا.ت امد سمتم و بوسیدم با تعجب نگاش میکردم نه من کوک و جیا و هانا و جیهوپ
ا.ت: تو تو خیلی خوشکلی من خیلی خوشحالم با حالت مستی
کوک دواش با جیا رو یادش میره و میزنه زیر خنده
جیهوپ: انگار فقط ماسینگلیم لیدی رو به هانا
هانا: هان با منی ولی من هنوز ۱۷سالمه
هوپی: مهمه سن یه عدده
هانا: الان داری بهم پیشنهاد میدی
هوپی: دستشو میبره پشت سرش اره
هانا: هوپی و بغل میکنه و با ماشین هوپی میرن بیرون
جیا کوکم دارن میرن که جیمین میگه من با این چیکا کنم
جیا: مال خودت و از بار خارج میشن
جیمین به ا.ت نگاه میکنه و اروم لبشو رو لب ا.ت میزاره که ا.ت با مستی همراهی میکنه بعدش میرن با متور جیمین متور سواری
که ا.ت میگه تو دوسم داری
جیمین متور رو نگه میداره و به ا.ت‌ نگاه میکنه که میبینه ا.ت دیگه مست نیست بهش میگه
ا.ت تو مگه مست نبودی
ا.ت: نه از اولش که بوسیدمت مست نبودم
که جیمین...خیلی نوشتم خماریییییی
دیدگاه ها (۴)

لباس ها تو پارت قبلجیا اسلاید اولهانا اسلاید دوا.ت اسلاید سه...

فیک عشق زیبای من پارت ۵جیمین کمر ا.ت گرفت و گفت جیمین: چند و...

پارت بعدی با لایک و کامت های قشنگتون میاد

I love you, my beauty. فیک

طراح عشق

فیک بازی با عشق پارت ۶ته: ارهجیمین: یکی زدم به کلش گوساله جی...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط