گفتمقلمت بشکند سرنوشت گر ننویسی او را در طالع ام

گفتم:قلمت بشکند سرنوشت گر ننویسی او را در طالع ام. . .
ولی سرنوشت سرکش تر از آن بود که با قلب من راه بیاید
قلمش را شکست. . .:)
دیدگاه ها (۰)

مانند رنج بود...اما شیرینش مانند عسل...انگار معتاد این رنج ش...

دقیق یادم نمیاد..شاید یه روز بارانی بود ، یا آفتابی یا اصلا ...

لبخند بزن جان من. . .لبخند بزن که تمام خود را فدایش کردم. . ...

همه آن لحظه ها را به خوبی به یاد می آورم موسیو. . .تمام لحظه...

دلتنگی دختر #شهید_حمزه_جهاندیده (شهید قدس #ارتش) بر سر مزار ...

دلتنگی دختر #شهید_حمزه_جهاندیده (شهید قدس #ارتش) بر سر مزار ...

قلمت بشکند روزگار اگر ننویسی روز پدر چه بر ما گذشت وقتی به خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط