بابابزرگم عاشق شعره
بابابزرگم عاشق شعره
اومد بمن گفت بیا مشاعره گفتم باشه..
گفت: سفرکردم ولی بامرد ناشی
منم هول شدم گفتم:
خری گم کرده ام شاید تو باشی
دندون مصنوعیاشو دکترا بزور از گردنم کشوندن بیرون^__^
اومد بمن گفت بیا مشاعره گفتم باشه..
گفت: سفرکردم ولی بامرد ناشی
منم هول شدم گفتم:
خری گم کرده ام شاید تو باشی
دندون مصنوعیاشو دکترا بزور از گردنم کشوندن بیرون^__^
- ۱.۴k
- ۱۸ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط