{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم رمان آیا نفرت ماندگار خواهد بود

اسم رمان = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟
پارت ۲۰

(ویو جونگ کوک)=دقیقا جای باباشم لباس خیلی ساده و بچگونه هم کیوت و هم زیبا....چشماش عمیقه....موقع غذا خوردن خیلی مواظبه اما درست مثل یه بچه روی لباسش میریزه....هنوز یه دقیقه نشده بود که با بغض گفت این قاشق(قاشق غذاخوریه)خیلی بزرگه دهن من کوچولوعه(با لحن بچگونه)،قهقهه ای زدم این دختر چقدر شیرینه -شوخی میکنی لبت از لب شتر بزرگتره فسقلی ، اخمی کرد و روشو برگردوند اون ور و از روی صندلی بلند و رفت نشست روی مبل تک نفره و زانوهاشو بغل کرد....الان قهر کرد....پاشدم یه قاشق کوچیک از آشپزخونه آوردم و بشقاب پاستاشو برداشتم و رفتم سمتش جلوی مبل زانو زدم از اونجایی قدش کوتاهه حتی وقتی زانو زدم هم بلندتر بودم دستم را روی گونه اش گذاشتم و با فشار کم به سمت خودم سرشو برگردوندم سعی کردم لحنم سرد باشه اما نرم بود -نگفتم که لبات زشته اتفاقا خیلی هم قشنگه یجوری که دلم میخواد بخورمشون قهر نکن دختر کوچولوی بابایی، خندید... با اون خنده دلم ضعف رفت خیلی زیبا بود...با خنده لب های من خوردنی نیست این یک و دو اینکه الان بابایی توعی؟(با لحن بچگونه و لوس)،سرمو تکون دادم و لبخندی پرنگ زدم -آره بابایی منم حالا هم میخوام به دختر بچم غذا بدم ، واقعا فکر نمی کردم این ازدواج اجباری اینقدر بامزه و پر از شوخی شه، -منم، لحظه ای نگاهمون تو هم قفل شد دل ها لرزید و مردمک ها نلرزید....فقط محو برق نگاهمون شد،قاشق کوچیک رو جلوی دهنش گرفتم و اونم دهنشو باز کرد و به طور خیلی شیرین و کیوت شروع به جویدن کرد......تا آخر بشقاب رو مجبورش کردم بخوره ......بعد از آخرین قاشق کنار لبش یکم خامه ی پاستا مونده بود آروم با انگشت شصتم برش داشتم و خوردمش.......اولش تعجب کرد ولی بعد لبخندی ریز زد شب بخیر بابایی(با لحن شیطون و بچگونه) -شب بخیر کوچولو مدرسه ی فردا ساعت ۶ صبح ، باشه ،و دوان دوان به اتاقش رفت.....منم بعد از تمیز کاری و شستن ظرفا توی اتاقم رفتم و خوابیدم....

شرط =۱۰۰ لایک....۱۰ بازنشر
دیدگاه ها (۸۰)

اسم رمان = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۲۱(ویو نیلسو)=با ...

اسم رمان =آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۲۲(ویو راوی)= در ش...

اسم رمان = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۱۹(ویو نیلسو)= تو...

اسم رمان = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟ پارت ۱۸( ویو تهیونگ )...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط