اسم رمان آیا نفرت ماندگار خواهد بود
اسم رمان = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟
پارت ۲۱
(ویو نیلسو)=با صدای آلارم گوشی از خواب پریدم کش و قوسی به بدنم دادم از تخت بلند شدم به سرویس رفتم و کار های لازمو کردم دوش سری گرفتم و موهای بلندم و سشوار کشیدم و چند تارشو جلو نگه داشتمو بقیشو گیس کردم.....فرم مدرسه رو به تن کردم دامنی مشکی داشت که حدودا تا روی باسنم بود کتی پارچه ای به رنگ سفید و قهوه ای واقعا به تن و اندام من میومد کیفمو آماده کردم و از اتاق زدم بیرون نگهبانی آمد و روی پله ها وایستاده بود _صبح بخیر خانوم، + صبح بخیر جونگ کوک کجاست؟، _آقا رفتن شرکت و اینکه صبحونه است میل کنید تا برسونمتون مدرسه، +مرسی آقا پسر ، لبخندی بهش زدم و شروع به خوردن صبحونه کردم که یا م آمد آرایش نکردم بعد از خوردن پسره گفت خانوم بریم؟،+ نا وایسا آرایش کنم کبودی هارو کاور کنم بعد، دوان دوان به اتاق رفتم به سمت میز آرایش رفتم سرپا شروع به آرایش کردم..... ریمل حجم کننده زدم کمی رژگونه و تندتند کبودی هارو کاور کردم سرمه ای داخل چشمم زدم و از اتاق خارج شدم و از پله ها پایین آمدم..... پسر کیفم و گرفت و از خونه خارج شدیم وارد پارکینگ شدیم در ماشینو باز کرد سوار شدم خودش هم سوار شد و شروع به رانندگی کرد.....به مدرسه رسیدیم روز اولم بود... چون هر تایمی جور نمیشد که بیام وارد کلاس شدم کلی دختر و پسر بود اما چشمم لنا رو دید....به سمتش رفتم متوجه من نشد از پشت دستامو روی چشماش گذاشتم اول جیغی زد و توجه کل کلاسو رو ما جلب کرد از خجالت سرخ شدم لنا شروع به اسکن کردن دستام کرد تا به حلقه رسید..... _زنداداش؟، ای من ریدم دهنت دختر زن داداش چیه بگو نیلسو لب زدم:حال شما،دستامو برداشتم و به طرفم برگشت و عمیق و محکم بغلم کرد آخی گفتم و فشارشو کم کرد و همه ی دانش آموزان پچ پچ میکردن که جئون جونگ کوک ازدواج کرده..... چقدر زنش خوشگله.....و هزاران حرف دیگه از بغل اومدم بیرون _ دختر سکته کردم روز اول مدرسه ته(با غر)+ وای لنا بیخیال،_میدونی چقدر ترسیدم،+پس نترس کنارتم،_ من و تهیونگ باهم رابطه ی جنسی داشتیم....(توی گوشم)،+چی؟.....
شرط = ۱۰۰ لایک....۱۰ بازنشر
پارت ۲۱
(ویو نیلسو)=با صدای آلارم گوشی از خواب پریدم کش و قوسی به بدنم دادم از تخت بلند شدم به سرویس رفتم و کار های لازمو کردم دوش سری گرفتم و موهای بلندم و سشوار کشیدم و چند تارشو جلو نگه داشتمو بقیشو گیس کردم.....فرم مدرسه رو به تن کردم دامنی مشکی داشت که حدودا تا روی باسنم بود کتی پارچه ای به رنگ سفید و قهوه ای واقعا به تن و اندام من میومد کیفمو آماده کردم و از اتاق زدم بیرون نگهبانی آمد و روی پله ها وایستاده بود _صبح بخیر خانوم، + صبح بخیر جونگ کوک کجاست؟، _آقا رفتن شرکت و اینکه صبحونه است میل کنید تا برسونمتون مدرسه، +مرسی آقا پسر ، لبخندی بهش زدم و شروع به خوردن صبحونه کردم که یا م آمد آرایش نکردم بعد از خوردن پسره گفت خانوم بریم؟،+ نا وایسا آرایش کنم کبودی هارو کاور کنم بعد، دوان دوان به اتاق رفتم به سمت میز آرایش رفتم سرپا شروع به آرایش کردم..... ریمل حجم کننده زدم کمی رژگونه و تندتند کبودی هارو کاور کردم سرمه ای داخل چشمم زدم و از اتاق خارج شدم و از پله ها پایین آمدم..... پسر کیفم و گرفت و از خونه خارج شدیم وارد پارکینگ شدیم در ماشینو باز کرد سوار شدم خودش هم سوار شد و شروع به رانندگی کرد.....به مدرسه رسیدیم روز اولم بود... چون هر تایمی جور نمیشد که بیام وارد کلاس شدم کلی دختر و پسر بود اما چشمم لنا رو دید....به سمتش رفتم متوجه من نشد از پشت دستامو روی چشماش گذاشتم اول جیغی زد و توجه کل کلاسو رو ما جلب کرد از خجالت سرخ شدم لنا شروع به اسکن کردن دستام کرد تا به حلقه رسید..... _زنداداش؟، ای من ریدم دهنت دختر زن داداش چیه بگو نیلسو لب زدم:حال شما،دستامو برداشتم و به طرفم برگشت و عمیق و محکم بغلم کرد آخی گفتم و فشارشو کم کرد و همه ی دانش آموزان پچ پچ میکردن که جئون جونگ کوک ازدواج کرده..... چقدر زنش خوشگله.....و هزاران حرف دیگه از بغل اومدم بیرون _ دختر سکته کردم روز اول مدرسه ته(با غر)+ وای لنا بیخیال،_میدونی چقدر ترسیدم،+پس نترس کنارتم،_ من و تهیونگ باهم رابطه ی جنسی داشتیم....(توی گوشم)،+چی؟.....
شرط = ۱۰۰ لایک....۱۰ بازنشر
- ۷۱.۶k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط