{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچ بارانی پاییز مرا هم قد حادثه ی دوست داشتن تو خیس نمی

هیچ بارانی پاییز مرا هم قد حادثه ی دوست داشتن تو خیس نمی کند

نازنینم رایحه ی آمدنت در تمام آیینه های شهر پیچیده است

و من که از همه عاشق ترم

با باران؛آیینه و پاییز تا همیشه کنار تو می مانم

و تو را دوست خواهم داشت

.به یقین می دانی در این پاییز عزیز

هیچ گل مریم و اناری جای این دوست داشتن را نخواهد گرفت

و هیچ تقویمی برگ برگ این روزها را فراموش نخواهد کرد.

فقط می ترسم روزی بیاید

که همین باران را و همین پاییز را به رخم بکشی

و مرا به دیدن تقویم هایی ببری

که همه ی این روزها را از یاد برده اند

و به رویای تمام گل ها و انارها خیانت کرده اند.
دیدگاه ها (۱)

صبح پنجره‌ای هست از نور ورحمت باز کن پنجره را صبح بخیر

خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ استوقتی که صداقتها ، آل...

ﺩﺭﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺗﻨــﻬـــــــﺎ ﯾﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ، ﺩﻟﺘﻨــ...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

‍ تو از کدام سمت خورشید طلوع می کنی، که صبح برای دیدنت می ای...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

مرا توبی‌سببینیستی.به راستیصِلَتِ کدام #قصیده‌ایای #غزل؟ستار...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

🍊🪵عاشق که نباشیپاییز وصله‌ی ناجور فصل‌هاست پاییز را باید عاش...

موسیقی

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

فراتر از خویش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط