{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیواری که کوتاه تر از دیوار من نبود

دیواری که کوتاه تر از دیوار من نبود

آمدی

سرک کشیدی

رفتی

بی آن که ببینی

آن سوی ویرانه ها

پیچکی غریب خواب آفتاب می بیند ....!!!
دیدگاه ها (۱)

فقط دو راه برای زندگی کردن وجود دارد. یکی این است که هیچ چیز...

به تو فکر میکنمزیبا میشومحبس میشومدر چهارخانه پیراهنتعطر تو ...

در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ کس را بیشتر ...

خــــداونــدا ... ایـنک در حـالی بـه درگـاهـت آمـده ام که بـ...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

،‎شما که نبودید؛ اما خدای‌تان بود. می‌تواند گواهی بدهد راه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط