من مثل هر #مرد دیگه ای #موهای #بلند رو دوست داشتم.

من مثل هر #مرد دیگه ای #موهای #بلند رو دوست داشتم.
اما وقتی #عاشق تو شدم، موهات کوتاهِ #کوتاه بود.
تو #خودت بیزار بودی از موهات..
دلت میخواست زودتر شبیه چهرت تو #گذشته شی، روزها و ماهها گذشتن و موهای تو بلندتر شد و تو #زیباتر میشد.. هرچقدر موهات بلند تر میشدن، تو بیشتر خودت رو دوست داشتی.
تا جایی که یک روز دیگه برای من تو #زندگیت جایی نبود..
با این حال، نمیشد من رو کنار بگذاری، برات خیلی #سخت بود چون تو موهات رو با من بلند کرده بودی..
همین شد که یکهو، #دیوونه شدی و رفتی جلو #آینه و همشون رو از ته کوتاه کردی!
اون وقت بود که فهمیدم قید همه چیز رو زدی..
من مثل هر مرد دیگه ای موهای بلند دوست داشتمو تو از سر #لجبازی موهاتو کوتاه نکرده بودی..
چند وقت پیش #عکست رو جایی دیدم،
موهات خیلی بلند شده بود..
فهمیدم بالاخره یکی اومده تو زندگیت
که تونست ازت #قیچی رو بگیره
که #دوستش داری...

#امیرعلی_ق
‌
دیدگاه ها (۲)

صبح روز بعد، ا.ت وقتی از خواب بیدار شد، یک جعبه کوچک روی میز...

پارت ۹

عاشقانه های شبنم

𓆩 پارت ۶۸ 𓆪 🖤ات با ناباوری به مرد خیره شد.— تو از کجا منو می...

(وقتی دو هفته میره تور جهانی و...)

عاخ حاجی منم از ایناح ــایده از این خواهر👇https://wisgoon.co...

سناریو سانزو

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۴----------------------------------------⭐🌕...

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط