{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمان تو آرامش دریاست عزیزم

چشمانِ تو آرامشِ دریاست عزیزم
مژگانِ تو امواجِ تماشاست عزیزم
با ناز به خود چون نظر انداخته ای باز
در قصرِ هزار آینه غوغاست عزیزم
مجنونِ هزاران غزلم بس که به هر بیت
افسونِ تو افسانه یِ لیلاست عزیزم
گفتم به تو مهتاب بگویم ولی آخر
مهتاب کجا اینهمه زیباست عزیزم؟
نه بید چنین مثلِ تو گیسو زده شانه
نه سرو چنین خوش قد و بالاست عزیزم
چشمانِ تو فال است و لبت شهدِ انار است
گیسویِ بلندت شبِ یلداست عزیزم
کافیست قدم رنجه نمایی و بیایی
باران و شب و بوسه مهیاست عزیزم
با نقش و نگاری به دل انگیزیِ احساس
فرشِ قدمت مخملِ گلهاست عزیزم
با عشوه مرا دیدی و خندیدی و رفتی
برخاستم از خواب و دلم خواست عزیزم
تقصیر نداری همه زیرِ سرِ عشق است
عشق است که اغواگرِ دلهاست عزیزم
از من بپذیر این غزل ای ماهِ دل آرا
این هدیه یِ یک عاشقِ تنهاست عزیزم
❤ ️
دیدگاه ها (۱)

خانه ی دل رابرایت آب و جارو میکنم عاشقانه شانه بر ابرو وگیسو...

دلگیرم از جهان و دلم وا نمی شوددنیای من بدون تو دنیا نمی شود...

طعـم آن بوســه وڪندوی تولذت داردمحـوآن چشم چوآهــوے تـولـذت ...

ناز چشمانت کشم آنقدر، حیرانت کنم بی وفا در قدرت من نیست زندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط