{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلگیرم از جهان و دلم وا نمی شود

دلگیرم از جهان و دلم وا نمی شود
دنیای من بدون تو دنیا نمی شود

دنبال همدمی همه جا گشته ام ولی
دیگر کسی شبیه تو پیدا نمی شود

رفتی ولی قبول کن این حجمِ بی کسی
در انزوای خانه ی من جا نمی شود

اهل کدام طرز سخن‌ گفتنی که «عشق»
در بین واژگان تو معنا نمی شود؟

تا از غرور بی ثمرِ خویش نگذری
جمع ضمایر من و تو، ما نمی شود

آغوش می‌گشایم و در بازوان خویش
آماده ام بگیرمت اما نمی شود

ای کاش بی مضایقه سر می‌گذاشتی
بر شانه ای که پیش تو مردانه می شود
دیدگاه ها (۱)

چشمهایت ؛خیمه‌گاهم بود و نیست..بازوانت ،تکیه‌گاهم بود و نیست...

ای که از چشم من احساس مرا می خوانیاحتیاجی به سخن نیست ،خودت ...

خانه ی دل رابرایت آب و جارو میکنم عاشقانه شانه بر ابرو وگیسو...

چشمانِ تو آرامشِ دریاست عزیزممژگانِ تو امواجِ تماشاست عزیزمب...

پارت هشتم-نماد هشدار-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط