{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
شب گذشته من و او چه خواب خوبی بود
در آن سیاهی شب آفتاب خوبی بود

همیشه موقع دیدار او دلم می ریخت
اگر چه ترس نبود اضطراب خوبی بود

گناه نیمه شب ما کلام حافظ شد
گناه نیمه شب ما ثواب خوبی بود

تفالی نزد و یک غزل برایم خواند
ولی عجب غزلی انتخاب خوبی بود .

"چه مستی است ندانم که رو به ما اورد"
جهان به رقص در آمد...شراب خوبی بود

سوال کردم ازاو عشق چیست؟چشمانش
سکوت ریخت برایم، جواب خوبی بود

تمام شب تن اورا ورق ورق خواندم
غزل ،سپید ،ترانه ،کتاب خوبی بود






سید حمیدرضا برقعی
.
.
.
دیدگاه ها (۲)

* * * شب گذشته من و او چه خواب خوبی بوددر آن سیاهی شب آفتاب ...

شبِ گذشته، من و او، چه خواب خوبی بود!در آن سیاهی شب، آفتاب خ...

شبِ گذشته، من و او، چه خواب خوبی بود!در آن سیاهی شب، آفتاب خ...

در شب قدر دلـم بـا غـزلی هـمـدم شـدبـین مـا فاصله هـا واژه ب...

در شب قدر دلـم بـا غـزلی هـمـدم شـدبـین مـا فاصله هـا واژه ب...

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس‏دیدم به خواب حافظ، توی صف اتوب...

توصیه حمیدرضا عباسی به قاریان/ تلاوت‌هایمان را با نثار به حض...

حسین جعفری

مسعود صادقی بروجردی شاعر کرمانشاهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط