,,,,,,صاحبدلی راگفتندشنیده ای پیامبری
,,,,,,صاحبدلی راگفتندشنیده ای پیامبری
آمده است ؟
گفت :دندان هم دارد!!
گفتند:آری
گفت:ازبهرخوردن آمده است,,,,,
دیرزمانی که انسانها زندگی گروهی در
قبایل کوچک راآموختندانگیزه ای جز
خوردن نداشتند.واین تجربه راکسب
کرده بودندکه اگرگروهی به شکاربروند
شانس بهتری دارند.پس ازبازگشت از شکارچندنفری زخمی وطبیعتا بعضی ها اصلابرنمی گشتند.
واین روندادامه داشت ودراین بین کسا_
نی بودندکه یاتوانایی نداشتندیاازترس تمارض میکردند.که البته گرسنه بودند وخودراباقوت لایموتی زنده نگه میداشتند وازآنجاکه نوآوری زاییده احتیاج است چاره ای انیشیدند. چندتاچوب را
بصورت ابتدایی به هم بستندوبا شاخ وبرگ تزیین کردندوهنگام عزیمت شکارچیان بابالا وپایین پریدن ودر
آوردن اصوات گوناگون وتکان دادن آن شاخ وبرگها اینطوروانمودمیکردندکه درشانس واقبال ویادورکردن ارواح
خبیث ویاخیلی چبزهایی که به فکرما
نمیرسددخالت داشته وشکارخوبی را رقم زده اند.دراین بین شکارچیان سهمی ازشکاربه این اشخاص اختصاص میدادند
وچه جالب که کم کم سهم آنها ازشکارچیان هم بیشترمیشد.
بشراولیه به این مفتخورهاطوری وابسته
شدندکه بدون آنهازندگی برایشان غیر
ممکن شده بودو,,شمن ها,, برای اولین باردرجهان آفرینش پدیدارگشتند.
شمن هادیگرخودشان هم به قدرت ماورایی خودوارتباطات بایک نیروی موهوم ایمان آورده بودند.
زندگی قبایل بانظرآنهارهبری میشد
ازشکارومریضی وازدواج بدوی و
ارتباط بانیاکان همه وهمه دردستشان
بود.کم کم کسانی بودندکه باآزمایش وخطا تجربیاتی علمی آموخته بودند
که برای دیگران بسیارجالب بود واین یعنی پایان کارشمن ها وجادوگران پا به عرصه گذاشتند......القصه سخن به درازا کشیدواین روندتابه امروزادامه دارد.
, ,درجهان هرچیزقابل تغییراست بجز
حماقت نوع بشر,,
توخودبخوان حدیث مفصل ازاین مجمل
#افکار-من
آمده است ؟
گفت :دندان هم دارد!!
گفتند:آری
گفت:ازبهرخوردن آمده است,,,,,
دیرزمانی که انسانها زندگی گروهی در
قبایل کوچک راآموختندانگیزه ای جز
خوردن نداشتند.واین تجربه راکسب
کرده بودندکه اگرگروهی به شکاربروند
شانس بهتری دارند.پس ازبازگشت از شکارچندنفری زخمی وطبیعتا بعضی ها اصلابرنمی گشتند.
واین روندادامه داشت ودراین بین کسا_
نی بودندکه یاتوانایی نداشتندیاازترس تمارض میکردند.که البته گرسنه بودند وخودراباقوت لایموتی زنده نگه میداشتند وازآنجاکه نوآوری زاییده احتیاج است چاره ای انیشیدند. چندتاچوب را
بصورت ابتدایی به هم بستندوبا شاخ وبرگ تزیین کردندوهنگام عزیمت شکارچیان بابالا وپایین پریدن ودر
آوردن اصوات گوناگون وتکان دادن آن شاخ وبرگها اینطوروانمودمیکردندکه درشانس واقبال ویادورکردن ارواح
خبیث ویاخیلی چبزهایی که به فکرما
نمیرسددخالت داشته وشکارخوبی را رقم زده اند.دراین بین شکارچیان سهمی ازشکاربه این اشخاص اختصاص میدادند
وچه جالب که کم کم سهم آنها ازشکارچیان هم بیشترمیشد.
بشراولیه به این مفتخورهاطوری وابسته
شدندکه بدون آنهازندگی برایشان غیر
ممکن شده بودو,,شمن ها,, برای اولین باردرجهان آفرینش پدیدارگشتند.
شمن هادیگرخودشان هم به قدرت ماورایی خودوارتباطات بایک نیروی موهوم ایمان آورده بودند.
زندگی قبایل بانظرآنهارهبری میشد
ازشکارومریضی وازدواج بدوی و
ارتباط بانیاکان همه وهمه دردستشان
بود.کم کم کسانی بودندکه باآزمایش وخطا تجربیاتی علمی آموخته بودند
که برای دیگران بسیارجالب بود واین یعنی پایان کارشمن ها وجادوگران پا به عرصه گذاشتند......القصه سخن به درازا کشیدواین روندتابه امروزادامه دارد.
, ,درجهان هرچیزقابل تغییراست بجز
حماقت نوع بشر,,
توخودبخوان حدیث مفصل ازاین مجمل
#افکار-من
- ۳۷۶
- ۱۷ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط