{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

,,,حاجی راحاج میبرن شکرشکر

,,,حاجی راحاج میبرن شکرشکر

ازدرگاراژمیبرن شکرشکر,,

امروز علی دوست قدیمی ام را دیدم دمق وپکر بود نزدیکش ترمز گرفتم سوار شد حسابی تو خودش بود بادست زدم پشتش وگفتم چته دمقی داداش کشتیهات غرق شده
گفت رضا به جونه خودت از زندگی سیر شدم گفتم خدا بد نده پهلوون تو که از همه ما سرزنده تر بودی آهی کشید وگفت ای مال اون روزها بود ....
امروز رفتم پیش برادرم حاج عباس می شناسیش که گفتم:بله
علی روی صندلی چرخی زدوگفت:حاج عباس داشت حساب وکتاب می کرد ودفترش خلوت بود من ازش یک میلیون تومن قرض خواستم .حاجی اولش نطق نکشید و بعد از مدتی که مث گدای کتک خورده نگاش کردم گفت علی پول را میخای چکار؟
گفتم:برادردیشب موقعی که داشتم شام میخوردم زهرا وحسین اومدندپیشم وکفشهای کتونی وصله خورده شون رابهم نشون دادندوگفتند:
بابایی کفشامون راباآب وصابون شستیم برای مشهدمون بپوشیم.
حاجی ازبالای عینک ته استکانیش نگاه کردساعت مچی طلاییش رابالاتربرد و صلواتی دادوگفت:برادربه حرف بچه ها گوش نکن زهراکه دختره انشاا..فردا شوهرمیکنه هرجادلش خواست با شوهرش میره حسین هم که مردمیشه چیزی بالاش نیست کارمیکنه آرزوبه دل نمیمونه .....
حاجی سرش راتکان دادلاالاالاالله حالا تو خودت بدهکارکنی که چه بشه؟
گفتم:برادربخداچندساله که بهشون قول دادیم ولی این حقوق ۶۳۰هزار تومانی اداره کارکه چیزی تهش نمیمونه
حاجی برادرم زیرلب چیزی گفت که نشنیدم:حالاازماگفتن باشه علی ۵۰۰تومن دارم بهت میدم ولی تا ۲ماه دیگه برگردون چونه فاطمه بامادرش میخان برن کربلا کارماهم که کساده خودت سراغداری که بعدازتحریمها مواداولیه چرم گرون شده .........
حرف که به اینجارسیدعلی هم به مقصدش رسیدعلی پیاده شدودر امتداد
کوچه کوچک وکوچکترشدمن هم زیرلب زمزمه میکردم

,,,حاجی ازحاج میادشکرشکر

ازدرگاراژمیادشکرشکر,,,


#تقدیم-از-رضا
دیدگاه ها (۱۴)

غضنفرالسلطنه برازجانی میرزا محمدخان برازجانی ملقب به غضنفرال...

,,من مقهورخشم خداوندم من آدمم,,من خدمتگزاری صدیق وپاسبان حری...

,,,,,,صاحبدلی راگفتندشنیده ای پیامبریآمده است ؟گفت :دندان هم...

اوایل انقلاب پس ازتسخیرسفارت خانه امریکاشعارها رنگ تازه تری ...

یادگیری بنویسید ☕ 🥀 ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏᴜ ɢɪʀʟ ɢᴏᴏᴅ ✦ɪ ᴛʜɪɴᴋ ɪ ᴍɪꜱ...

💙🧵🩵🪡شاید اینجا همان جاییست که باید بارها برایش می‌مردیمهمان ...

((بک بدیم))تا ۱۶ بدیم با فول ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏᴜ ɢɪʀʟ ɢᴏᴏᴅ ✦ɪ ᴛʜ...

*می خواهم برگردم به قدیم،* جایی که زندگی در قاب عکس های سیاه...

ورق.بزنید............. خاطره و نوستالژی...

کودکی را چشم برهم زدیم و دنیا گذشت؛یک روز دست‌هایمان کوچک بو...

💙اصلا حواستون هست نعلبکیا گذاشتن رفتن!؟انقدر که بی محلی کردی...

عموو 🫠❤️#فیتیله #عموهای_فیتیله_ای #علی_فروتن #حمید_گلی #محمد...

💙امروز از جلوی یه مدرسه رد میشدم بچه‌ها یه فحشایی میدادن که ...

ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏᴜ ɢɪʀʟ ɢᴏᴏᴅ ✦ɪ ᴛʜɪɴᴋ ɪ ᴍɪꜱꜱ ᴍʏ ʟɪꜰᴇ ★★彡 ıَِl...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط