{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من!

من!
با سیاهی دو چشم سیاه تو،
خواهم نوشت
بر هر کرانه ی این باغ
دستی همیشه منتظر دست دیگرست!
چشمی همیشه هست که نمیخوابد!
دیدگاه ها (۲)

چه کنم؟دل به که بندم؟به کجا روی کنم؟باز گو! ای به کنار دگری ...

و خداحافظی ‌اش...آن‌ چنان چلچله ‌سان استکه من می خواهم دائما...

فکرها علیل، ذکرها عبثاوج ها به قدر سقف یک قفسپای ما مسافر اس...

حوالی هوایت هر روزکبوترهادر آسمان هشت ست...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

آرزو حاجی خانی،، حالی به باغ نیست

سلام بر قطب عالم امڪاننامت بلند و اوج نگاهت همیشہ سبز؛ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط