{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی ‌فنجان‌ غزل‌ هی ‌بیت ‌میریزم

توی ‌فنجان‌ غزل‌ هی ‌بیت ‌میریزم
بمان
تا بفهمی ‌درسکوت‌ از حرف ‌لبریزم
بمان

لااقل ‌یکبار پیش ‌من بشو سر به ‌هوا
اشکهایم ‌را ببین ... ازبغض سر ریزم
بمان

پادشاه سرزمین شعرهایم بوده ای
گرچه پیش چشم تو انگار ناچیزم
بمان

کوله بارت را زمین بگذار..قدری
صبر کن
قدر یک فنجان کوچک شعر میریزم
بمان
دیدگاه ها (۳)

نوشتم بی" تـو" غمگینم ،........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،مرا ب...

میخواهم و می خواستمت، تا نفسم بودمیسوختم از حسرت و عشق تو بَ...

از من غزلی مانده و از تو اثری نیستدر خانه ی تنهایی من، هیچ د...

روزگاری قهر بودی روزگاری آشتیماجرای عشق ما را ساده می انگاشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط