{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲

پارت ۲
آرسام :
امشب قرار بود بریم خونه عموو زنعمو قرار بود عمو و پدرم مطلبی رو به بهمون بگن از روزی که پدربزگم فون کرد عمو چون فرزند ارشد بود خودش رو جای پدربزرگ‌گزاشت و از اون روز به بعد زندگی ما همه تییغیرکرد

آریانا :
از صبح تاحالا خدمتکارا دارن کار میکنن و منم باید تو اتاقم بمونم تا به پدر گرامی بر نخوره دیگه حوصلم سر رفته بود عمو قرار بود امشب به خونه ما بیان مادربزرگم نمی دونم چرا رفتارش مشکوک شده چون فقط به مادربزرگم اعتماد دارم میگم مشکوک شده دیگه نزدیک ساعتای ۸:۴۰ که زنگ خونه به صدا دراومد و عمو و زنعمو و بقیه وارد شدم بعد ار سلام احوال پرسی قرار شد مطلبو بهمون بگن‌ .......
دیدگاه ها (۱)

part37

.

پارت24 #کرم:اوکیبلندشد و با کیان رفتن اون طرف و مشغول حرف زد...

in your eyes

#پارت نودو یک.... #جانان...مخصوصا با اون کت رسمی که کتنش بود...

✨🌱✨#ناحله#قسمت_پانزدهمپلکام سنگین شده بود گوشیم و گذاشتم روی...

💖 💖 عشـــــق💖 💖 پارت196مهرداد:خیلی نگران حال لیلی بودم ساکت ...

لطفا لایک یادتون نره 🥺😍

پارت نهم...میکا: وایی چقدر شما دوتا نازید! میشه من بغلتون کن...

رمان منیم گوزل سئوگیلیم نویسنده الهه پورعلی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط