PART
𝐎𝐮𝐫 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐖𝐚𝐬 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐈𝐧 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝
PART²
(هه جین+)(مینهو÷)(مینسو×)(چهوون&)
سریع گوشیش رو برداشت و دید که پارک مین هو زنگش میزنه
+چیزی شده؟
÷یه ج.سد دیگه داریم با همون روش قتل و حدس بزن کجا...پشت کافه مورد علاقت ولی میتونم بگم یه حداقل 5 ساعت از قتلش میگذره
+دارم میام اونجا
ههجین نگاهی به ساعت گوشیش میندازه،ساعت 6:40 دقیقه بود و ههجین دقیقا 6 ساعت پیش از اون کافه اومده بیرون پس قاتل از قصد ج.سد رو گذاشته اونجا چون شاید میخواسته عذاب وجدان بده به ههجین که باید بهتر حواسش به اطرافش باشه...هه جین بدون اتلاف وقت به سمت کافه میره و وارد صحنه قتل میشه و وقتی ج.سد رو میبینه شوکه میشه چون اون رو میشناخت...یکی از کارکنای کافه بود
+وات د هل؟
÷ما توی کره ایم!کره ای حرف بزن...همکارش میگه که مقتول ساعت 12:50 دقیقه میاد آشغال های کافه رو بندازه بیرون ولی دیگه برنمیگرده داخل و همکارش فکر کرده بدون اینکه بهش بگه رفته خونه و وقتی میخواسته کافه رو ببنده متوجه زنگ تلفن میشه و میبینه تلفن همکارشه و مادر همکارش بهش زنگ زده که چرا نیومده خونه و این بار میره حیاط پشتی رو بررسی میکنه و ج.سد رو میبینه
+آه لعنت بهش!لعنت!لعنت!لعنت!
ههجین دستی بین موهاش میکشه
+دوربینا رو بررسی کردید؟
×دوباره چیزی نبود
مین سو میگه
+اون عوضی...اگر پیداش کنم خودم میکشمش!
هه جین عصبانی به اطرافش نگاه میکنه تا بلکه چیزی پیدا کنه و یه کاغذ پیدا میکنه سریع برش می داره و بازش میکنه
«هوم؟خوشت میاد؟من که به شدت عاشق این بازیم!منتظر بعدی ها باش خیلی زود ج.سد بعدی رو پیدا میکنی»
هه جین این رو نشون بقیه میده
+به نظرتون قاتله ما اونقدری احمقه که این کاغذ رو اینجا انداخته
÷یا شاید بگی باهوش چون که میدونسته ما نمیتونیم بشینیم 51 میلیون دستخطی که توی کره وجود داره رو بررسی کنیم و شاید حتی قاتل خارجی باشه!و اونموقع باید بین 8 میلیارد نفر بررسی کنیم!
+نه منظورم این نبود...منظورم این بود قطعا وقتی داشته این رو مینوشته دستش با کاغذ برخورد کرده...
×یعنی منظورتون اینه اثری ازش باقی مونده باشه؟
+اوهوم،بفرستید برای تیم بررسی
مینسو میاد کاغذ رو میگیره و داخل یه بسته میزاره تا همراه بقیه چیزا به تیم بررسی بفرستن و میرن سمت اداره و ههجین تمام مدت تو فکر بود توی اداره پلیس با تیمش مشغول بررسی مجدد پرونده میشن
+خب این ششمین قتلیه که رخ داده و خب قاتل ما فقط تو هوای بارونی آدم میکشه!چون تمام قتل ها توی بارون رخ دادن پس اگر بخوایم حدس بزنیم که قتل بعدیش کی انجام میشه...(سرد و جدی)
×دوشنبه؟
+دقیقا چون اون روز بارونیه...حالا که یه الگو تونستیم پیدا کنیم باید دوشنبه توی تمام شهر حواسمون رو جمع کنیم و باید از بقیه نیروی کمکی بگیریم ولی هرچند فکر کنم قاتل ما حرفه ای تر از این حرفاست که بخواد خودش رو لو بده،پس حواستون رو جمع کنید!دوشنبه ممکنه بتونیم قاتل رو دستگیر کنیم و به این قتل ها خاتمه بدیم و شاید بعدش جشن بگیریم و همتون میتونید برید یک روز مرخصی!
×هورا
&کارت عالیه دختر
÷اوکی!
بقیه اعضای تیم هم خوشحالی کردن و رفتن سر کاراشون و ههجین دوباره پرونده رو باز کرد و با دقت به عکس ها نگاه میکرد و با دقت بیشتر روی روش قتل که یه برش سطحی روی گردن که حتی روی رگ هم نبود و بعد روی سینه جایی که قلب قرار داشت چند ضربه عمیق با چاقو به درون اون...دهان چاک خورده و شکم که باز شده بود ولی تمام اعضای بدن سرجاشون بودن...قصد قاتل چی بود؟یهو یه صحنه از خاطرات قدیمی ههجین که سعی داشت پنهانشون کنه به ذهنش خطور کرد و شکل ج.سد والدینش رو به یاد آورد....دقیقا همون طوری بودن پس سریع از جاش بلند شد و رفت سمت کمدی که پرونده های قدیمی توش بودن و پرونده سال 2005 رو برداشت زمانی که فقط 7 سالش بود و والدینش رو از دست داد...پرونده رو بررسی کرد...دقیقا همه چیز همونطور بود ولی قاتل هیچوقت شناسایی و دستگیر نشد
+هی توجه کنید!پرونده سال 2005 دقیقا همین روش قتل استفاده شده و همه چیز مثل همونه ولی قاتل هیچوقت شناسایی و دستگیر نشد پس دوتا احتمال وجود داره...یا قاتل برگشته و یا اینکه کسی داره راهش رو ادامه میده مثل نوه یا بچه اش هرکسی!میخوام قاتل رو دستگیر کنم!باید دستگیرش کنم!هی مینسو اطلاعات تمام مقتول های پرونده ها رو برام بفرست هم از سال 2005 هم از امسال!من میرم قهوه بگیرم و بیام
ههجین به سمت کافه راه افتاد و خوشحال بود که تونسته حداقل چند قدم حرکت کنه ولی اون نمیخواست هرگز دوباره پرونده والدینش رو باز کنه چون فقط خاطرات بدش رو براش تکرار میکرد...
ادامه دارد...
شرطا✨
10 لایک🌷
10 بازنشر🫧
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
#عشقماباخوننوشتهشدن
PART²
(هه جین+)(مینهو÷)(مینسو×)(چهوون&)
سریع گوشیش رو برداشت و دید که پارک مین هو زنگش میزنه
+چیزی شده؟
÷یه ج.سد دیگه داریم با همون روش قتل و حدس بزن کجا...پشت کافه مورد علاقت ولی میتونم بگم یه حداقل 5 ساعت از قتلش میگذره
+دارم میام اونجا
ههجین نگاهی به ساعت گوشیش میندازه،ساعت 6:40 دقیقه بود و ههجین دقیقا 6 ساعت پیش از اون کافه اومده بیرون پس قاتل از قصد ج.سد رو گذاشته اونجا چون شاید میخواسته عذاب وجدان بده به ههجین که باید بهتر حواسش به اطرافش باشه...هه جین بدون اتلاف وقت به سمت کافه میره و وارد صحنه قتل میشه و وقتی ج.سد رو میبینه شوکه میشه چون اون رو میشناخت...یکی از کارکنای کافه بود
+وات د هل؟
÷ما توی کره ایم!کره ای حرف بزن...همکارش میگه که مقتول ساعت 12:50 دقیقه میاد آشغال های کافه رو بندازه بیرون ولی دیگه برنمیگرده داخل و همکارش فکر کرده بدون اینکه بهش بگه رفته خونه و وقتی میخواسته کافه رو ببنده متوجه زنگ تلفن میشه و میبینه تلفن همکارشه و مادر همکارش بهش زنگ زده که چرا نیومده خونه و این بار میره حیاط پشتی رو بررسی میکنه و ج.سد رو میبینه
+آه لعنت بهش!لعنت!لعنت!لعنت!
ههجین دستی بین موهاش میکشه
+دوربینا رو بررسی کردید؟
×دوباره چیزی نبود
مین سو میگه
+اون عوضی...اگر پیداش کنم خودم میکشمش!
هه جین عصبانی به اطرافش نگاه میکنه تا بلکه چیزی پیدا کنه و یه کاغذ پیدا میکنه سریع برش می داره و بازش میکنه
«هوم؟خوشت میاد؟من که به شدت عاشق این بازیم!منتظر بعدی ها باش خیلی زود ج.سد بعدی رو پیدا میکنی»
هه جین این رو نشون بقیه میده
+به نظرتون قاتله ما اونقدری احمقه که این کاغذ رو اینجا انداخته
÷یا شاید بگی باهوش چون که میدونسته ما نمیتونیم بشینیم 51 میلیون دستخطی که توی کره وجود داره رو بررسی کنیم و شاید حتی قاتل خارجی باشه!و اونموقع باید بین 8 میلیارد نفر بررسی کنیم!
+نه منظورم این نبود...منظورم این بود قطعا وقتی داشته این رو مینوشته دستش با کاغذ برخورد کرده...
×یعنی منظورتون اینه اثری ازش باقی مونده باشه؟
+اوهوم،بفرستید برای تیم بررسی
مینسو میاد کاغذ رو میگیره و داخل یه بسته میزاره تا همراه بقیه چیزا به تیم بررسی بفرستن و میرن سمت اداره و ههجین تمام مدت تو فکر بود توی اداره پلیس با تیمش مشغول بررسی مجدد پرونده میشن
+خب این ششمین قتلیه که رخ داده و خب قاتل ما فقط تو هوای بارونی آدم میکشه!چون تمام قتل ها توی بارون رخ دادن پس اگر بخوایم حدس بزنیم که قتل بعدیش کی انجام میشه...(سرد و جدی)
×دوشنبه؟
+دقیقا چون اون روز بارونیه...حالا که یه الگو تونستیم پیدا کنیم باید دوشنبه توی تمام شهر حواسمون رو جمع کنیم و باید از بقیه نیروی کمکی بگیریم ولی هرچند فکر کنم قاتل ما حرفه ای تر از این حرفاست که بخواد خودش رو لو بده،پس حواستون رو جمع کنید!دوشنبه ممکنه بتونیم قاتل رو دستگیر کنیم و به این قتل ها خاتمه بدیم و شاید بعدش جشن بگیریم و همتون میتونید برید یک روز مرخصی!
×هورا
&کارت عالیه دختر
÷اوکی!
بقیه اعضای تیم هم خوشحالی کردن و رفتن سر کاراشون و ههجین دوباره پرونده رو باز کرد و با دقت به عکس ها نگاه میکرد و با دقت بیشتر روی روش قتل که یه برش سطحی روی گردن که حتی روی رگ هم نبود و بعد روی سینه جایی که قلب قرار داشت چند ضربه عمیق با چاقو به درون اون...دهان چاک خورده و شکم که باز شده بود ولی تمام اعضای بدن سرجاشون بودن...قصد قاتل چی بود؟یهو یه صحنه از خاطرات قدیمی ههجین که سعی داشت پنهانشون کنه به ذهنش خطور کرد و شکل ج.سد والدینش رو به یاد آورد....دقیقا همون طوری بودن پس سریع از جاش بلند شد و رفت سمت کمدی که پرونده های قدیمی توش بودن و پرونده سال 2005 رو برداشت زمانی که فقط 7 سالش بود و والدینش رو از دست داد...پرونده رو بررسی کرد...دقیقا همه چیز همونطور بود ولی قاتل هیچوقت شناسایی و دستگیر نشد
+هی توجه کنید!پرونده سال 2005 دقیقا همین روش قتل استفاده شده و همه چیز مثل همونه ولی قاتل هیچوقت شناسایی و دستگیر نشد پس دوتا احتمال وجود داره...یا قاتل برگشته و یا اینکه کسی داره راهش رو ادامه میده مثل نوه یا بچه اش هرکسی!میخوام قاتل رو دستگیر کنم!باید دستگیرش کنم!هی مینسو اطلاعات تمام مقتول های پرونده ها رو برام بفرست هم از سال 2005 هم از امسال!من میرم قهوه بگیرم و بیام
ههجین به سمت کافه راه افتاد و خوشحال بود که تونسته حداقل چند قدم حرکت کنه ولی اون نمیخواست هرگز دوباره پرونده والدینش رو باز کنه چون فقط خاطرات بدش رو براش تکرار میکرد...
ادامه دارد...
شرطا✨
10 لایک🌷
10 بازنشر🫧
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
#عشقماباخوننوشتهشدن
- ۲۳۳
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط