Little engel
Little engel
فرشته کوچولو
پارت:¹
فلیکس:داداشی داداشیی میشه بهم تیراندازی یاد بدیی؟ (کیوت)
هان: نه فلیکس خطرناکه
فلیکس:(با چشمای مظلومش به هان نگاه کرد)
هان:باشه باشه سونگمین بگو جنگل رو آماده کنن و کلی سرباز بزارن
سونگمین:بله سرورم
فلیکس:عهه هزار بار گفتم وقتی پیش همیم سرورم سرورم راه ننداز(اخم کیوت)
م
سونگمین:باشه فلیکس (لبخند،و رفت)
🌀
هان نشست داخل ماشین
فلیکس:من نمیام میخوام پرواز کنم هیونگ
هان:اما خطرناکه فلیکس
فلیکس:خب تو ام بیا من میخوام پرواز کنم ببین هوا ام خیلی خوبه
هان:باشه
و دوتایی پرواز کردن
🌀
هان:خب اینجوری تیرکمون رو دستت بگیر و تیر رو بزار داخلش و با این دستت که دستکش مخصوص دستته تیر رو به سمت خودت بکش و بعد یه چشمتو ببند و با یه چشمت به جایی که میخوای بزنی تمرکز کن و بعد که تیر رو به سمت خودت کشیدی رهاش کن و بعد از پشتت یه تیر دیگه بردارد و همینطور که گفتم آمادش کن باشه؟
فلیکس:باشه (لبخند کیوت)
و یدونه زد و قشنگ وسط نقطه خورد
هان:اووو داداش کوچولوم نمیدونستم انقدر مهارت داری عالی بودی
فلیکس:ذوق کیوتی کرد و گفت مرسی هیونگگ
هان: خیلی خب اینجا تمرین کن من باید برم قصر فکر کنم لیسا اومده
(نکته:لیسا دخترعموشونه)
لیسا:نه من اینجا ام
فلیکس:نونااا سلاممم
لیسا:سلام بچه
فلیکس:من بچه نیستم(و اخم کیوتی کرد )
لیسا:تیرکمونشو در آورد و رو به فلیکس گرفت و تیر رو رها کرد که دقیقاً از کنار گوشش رد شد و فلیکس ترسید و شروع به گریه کرد
هان:هی هی گریه نکن
سونگمین: علیاحضرت شما که میدونید اون اینجوریه چرا همچین کاری میکنید؟
لیسا:باید جواب پس بدم؟
سونگمین:یاا بس کن لیسا مغرور باش نه عقده ای
فلیکس:دعوا نکنید(بغض سگی)
هان:خیلی خب برای امروز بسه بیا بریم قصر و توهم استراحت کن
🌀
هان:لیسا برگرد کاخ
لیسا:چرا؟
هان:تا بفهمی نباید این کارو میکردی
لیسا:اون عقب موندس من چیکار کنم
هان:موهای لیسا رو دور دستش پیچوند و گفت:یادت باشه با یه ولیعهد اینجوری حرف نزنی و اون برادر من چه تو و چه خانواده ی فاکیت حق ندارید راجب فلیکس اینجوری بگید میتونم همین الان دستور اعدام تو بدم ولی نمیخوام بین قلمروی من و بابات دشمنی ایجاد بشه حالا هم گورتو گم کن
هان: سونگمین تا پنج ماه ورود خانواده ی مانوبان به قصر ممنوعه به دلیل بی احترامی به ولیعهد حالا هم شاهدخت رو راهی به کاخ پدرشون کنید و رفت داخل اتاقش
خوشگلای عمو جانگ
لایک:25
فرشته کوچولو
پارت:¹
فلیکس:داداشی داداشیی میشه بهم تیراندازی یاد بدیی؟ (کیوت)
هان: نه فلیکس خطرناکه
فلیکس:(با چشمای مظلومش به هان نگاه کرد)
هان:باشه باشه سونگمین بگو جنگل رو آماده کنن و کلی سرباز بزارن
سونگمین:بله سرورم
فلیکس:عهه هزار بار گفتم وقتی پیش همیم سرورم سرورم راه ننداز(اخم کیوت)
م
سونگمین:باشه فلیکس (لبخند،و رفت)
🌀
هان نشست داخل ماشین
فلیکس:من نمیام میخوام پرواز کنم هیونگ
هان:اما خطرناکه فلیکس
فلیکس:خب تو ام بیا من میخوام پرواز کنم ببین هوا ام خیلی خوبه
هان:باشه
و دوتایی پرواز کردن
🌀
هان:خب اینجوری تیرکمون رو دستت بگیر و تیر رو بزار داخلش و با این دستت که دستکش مخصوص دستته تیر رو به سمت خودت بکش و بعد یه چشمتو ببند و با یه چشمت به جایی که میخوای بزنی تمرکز کن و بعد که تیر رو به سمت خودت کشیدی رهاش کن و بعد از پشتت یه تیر دیگه بردارد و همینطور که گفتم آمادش کن باشه؟
فلیکس:باشه (لبخند کیوت)
و یدونه زد و قشنگ وسط نقطه خورد
هان:اووو داداش کوچولوم نمیدونستم انقدر مهارت داری عالی بودی
فلیکس:ذوق کیوتی کرد و گفت مرسی هیونگگ
هان: خیلی خب اینجا تمرین کن من باید برم قصر فکر کنم لیسا اومده
(نکته:لیسا دخترعموشونه)
لیسا:نه من اینجا ام
فلیکس:نونااا سلاممم
لیسا:سلام بچه
فلیکس:من بچه نیستم(و اخم کیوتی کرد )
لیسا:تیرکمونشو در آورد و رو به فلیکس گرفت و تیر رو رها کرد که دقیقاً از کنار گوشش رد شد و فلیکس ترسید و شروع به گریه کرد
هان:هی هی گریه نکن
سونگمین: علیاحضرت شما که میدونید اون اینجوریه چرا همچین کاری میکنید؟
لیسا:باید جواب پس بدم؟
سونگمین:یاا بس کن لیسا مغرور باش نه عقده ای
فلیکس:دعوا نکنید(بغض سگی)
هان:خیلی خب برای امروز بسه بیا بریم قصر و توهم استراحت کن
🌀
هان:لیسا برگرد کاخ
لیسا:چرا؟
هان:تا بفهمی نباید این کارو میکردی
لیسا:اون عقب موندس من چیکار کنم
هان:موهای لیسا رو دور دستش پیچوند و گفت:یادت باشه با یه ولیعهد اینجوری حرف نزنی و اون برادر من چه تو و چه خانواده ی فاکیت حق ندارید راجب فلیکس اینجوری بگید میتونم همین الان دستور اعدام تو بدم ولی نمیخوام بین قلمروی من و بابات دشمنی ایجاد بشه حالا هم گورتو گم کن
هان: سونگمین تا پنج ماه ورود خانواده ی مانوبان به قصر ممنوعه به دلیل بی احترامی به ولیعهد حالا هم شاهدخت رو راهی به کاخ پدرشون کنید و رفت داخل اتاقش
خوشگلای عمو جانگ
لایک:25
- ۱.۵k
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط