{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستانم را در دستانت

دستانم را در دستانت
محکم تر بگیر ؛
مانند مادری که دستان فرزندش
را در دستانش می فشارد ؛
اگر خواستم جایی دور از تو بروم
به من این اجازه را نده ؛
شاید می خواهم امتحان کنم
نگرانم می شوی یا نه ؛
تمام حواست را
فقط جمع من کن ؛
من از گم شدن های
بی حواس تو
نسبت به خودم ،
خیلی ،
می ترسم ...
دستانم را هیچ وقت رها نکن
حتی زمانی که قصدم
گم شدن در
آغوشت است ....
دیدگاه ها (۶)

به نبودنت...از کنار که نگاه میکنمچشم هایت...مهربانتر از روزه...

چه بی انتهاست قصر عشق تو و من چه خوشبختم از اینکه اینجا هستم...

و شعر ...! کلام من است .... اگر تو ...؟ ...

احساساتم را براے تو بہ حراج میگذارم فقط براے توبہ هر قیمتے ڪ...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط