{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر صبح،

هر صبح،
گنجشکی،
لب ایوانِ خانه
سر می‌دهد آوازهایی شادمانه،
جان مایه‌ی آواز او آزادی اوست
آزادی او چهره‌ساز ِ شادی اوست.
پرواز، آواز
آواز، پرواز
بر شاخه‌ها، بر بام‌ها،
تا دور دست ِ بی‌کرانه...

من نیز، هر صبح
این‌جا، کنار پنجره، پر بسته، دلتنگ
شعری، سرودی، می‌سرایم
با حسرت ِ پرواز ِ آن مرغ خوش‌آهنگ ...
#فریدون_مشیری


#عاشقانه
دیدگاه ها (۲۲)

مثل #خورشید که هر #روز با عشق و #علاقه به چشمانش #سرمه ی نور...

گفتا كه دلت كجاست؟گفتم بر اوپرسيد كه او كجاستگفتم در دل#ابوا...

برای به وجود آمدن رنگین کمانهم باران لازم استهم تابش نور خور...

مادر بزرگم آخرِ همه‌ی تلفن‌هایشمیگفت: کاری نداشتم که!زنگ زده...

طبیعت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط