مادر بزرگم آخرِ همهی تلفنهایش
مادر بزرگم آخرِ همهی تلفنهایش
میگفت: کاری نداشتم که!
زنگ زده بودم صداتان را بشنوم
ما هم که جوان و جاهل،
چه میدانستیم صدا با دل ِ آدم
چه میکند
میگفت: کاری نداشتم که!
زنگ زده بودم صداتان را بشنوم
ما هم که جوان و جاهل،
چه میدانستیم صدا با دل ِ آدم
چه میکند
- ۸۷۸
- ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط