{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودم سر حوض

رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید
عکس تنهایی خود را در آب
دیدگاه ها (۱)

بیا و ...بر لنگه ی کهنه ترِ این درِ منتظر به دروغ بنویس آمدم...

این بار که آمدی جوری در آغوش میگیرمتکه هیچ گاه صبح نشود

‌ﺑﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﻔﺎﺧﺮﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺗﺎ ﺳﺤر ﺍﻭ ﺍﺯ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺩﻡ زد وﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻡ...

آب ندیده به حوض میگه اقیانوس!🚸‌

من از تمام مردهای شهر سر بودمثروت ندارم شاید اما مردتر بودم

من سر این سکانس اینجوری بودم که:آب بش نده میمیرههههههههههههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط