رفته بودم سر حوض

رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید
عکس تنهایی خود را در آب
دیدگاه ها (۱)

بیا و ...بر لنگه ی کهنه ترِ این درِ منتظر به دروغ بنویس آمدم...

این بار که آمدی جوری در آغوش میگیرمتکه هیچ گاه صبح نشود

‌ﺑﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﻔﺎﺧﺮﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺗﺎ ﺳﺤر ﺍﻭ ﺍﺯ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺩﻡ زد وﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻡ...

اگر بخشیدمت سر این بود که پرونده بسته شهازت رها شم و بتونم د...

دلم نیومد تنهایی ببینم🤣🤣

نمیدونمشاید واقعا دیگه به یه عینک نیاز دارمتا بتونم جز تو دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط