هویج کوچولوم

"هویج کوچولوم"
پارت ۵/۵

داشتیم به خط پایانی نزدیک می‌شدیم که دازای رفت پشت سرم و منو محکم هول داد اونور خط و بله با صورت خوردم زمین(  ̄- ̄)
.چراغ قرمز
به پشت سرم نگاه کردم دیدم دازای هنوز تو بازیه
و کلا ۶ ثانیه مونده بود ۵ ثانیه ۴ ثانیه ۳ ثانیه
.چراغ سبز
رفتم اونور خط
#@چویا سانن!

دست دازای گرفتم و هولش دادم سمت خط
.زمان بازی به پایان می‌رسد
طولی نکشید که همه ی افرادی که بازی رو تموم نکرده بودن کشته شدن

_چویا
+بله
_ممنونم

رفتم بغلش کردم
+احمق این چه کاری بود کردی
_کدوم؟ این که هولت دادم؟

از بغلش اومدم بیرون و نگاش کردم و با دست به پیشونیم اشاره کردم

+دردم گرفت

_پوفف..هاها..چوچو..ببخشید ...ولی این تنها کاری بود که میتونستم انجام بدم
(نقطه ها جای خندست)
دیدگاه ها (۰)

#اسمر #سرگرمی #شاه #کره #میم #فکت #تئوری #تئوری #فکت #کره #ش...

"هویج کوچولوم"پارت پنجم(چویا)بعد از خوندن قوانین اون عروسک ت...

آذریا و مردادیا اعلام حضور کنید😂

part 4"سوکوکو"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط