صدایم چو لب

صدایم ڪڹ ، چو لب
وا مـے ڪنـےعشق است
خودت را در دلم
جا مـےِ ڪنے عشق است
تو با شرم
قشنڪَِ عمق چشمانت
مرا وقتے تماشا
مـے ڪنے عشق است


‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎ ‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۲)

با کسے باش کہ بدونـہ ، عشقــے کہ بهــش دارےچہ حسِ کمیـابیـہ ...

من بگردم گرد آن یاری که میگردد پی ام…

تووومی آیی و خلوت خیالماز ناز نگاهت پر می شودقلبم به ارتعاش ...

مرا ببوس!با گل‌ ِسرخے ڪہ،شبنم روے ِآن نشستہ،با لبهـایے‌ گرم،...

اما آغوش تو سرکوب هیاهوی جهان است...

همچو من وصل تو را هیچ سزاواری هست؟یا چو من هجر تو را هیچ گرف...

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط