{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{love or hate}

{love or hate}
{Par11}  

ویو آلیسا{من🎀}:
گارسون غذا هارو آورد و همه شروع به خوردن کردن
بعد از خوردن دختر خاله ی الا گفت: وای یادم رفت خودمو معرفی کنم🤦🏼‍♀️🗿من چوی نیلسو هستم و ۲۱ سالمه( هرکی  گفته سر اسمش  کلی فکر کردم آخرش هم از یکی از فیک نویسا اسمش رو کش رفتم الکی گفته 🤣)
ات:تو چو نیلسو هستی😨؟
نیلسو: آره چی بود مگه
ات:تو همونی هستی که ۳ سال پیش نجاتش دادم
نیلسو:واستا تو همون دختره ای؟من سالها دنبالت گشتم
ات:باورم نمیشههه
الا:هی به منم بگین چی شده
ات:هوف باشه خب ببین یه روز من داشتم میرفتم خونه بعد هوا بارونی بود و خیلییییی سرد بود
بعد من دیدم که یه دختره افتاده زمین سریع رفتم پیشش و لباسم رو پاره کردم و زخمش رو بستم و کاپشن خودم رو در آوردم و به اون پوشوندم بعد به آمبولانس زنگ زدم و  اونو بردن به بيمارستان اما من نرفتم چون گفتم شاید فکر کنه کار من بود
الا:که اینطور چه عجیب
نیلسو:هنوز تو شوکم نظرتون چیه بریم خرید؟
ات:وایی چه فکر خوبی عالیههه
الا:هوم فکر خوبیه بریم
آن رفت و حساب کرد و بعد اومدن بیرون رستوران که.......

ببخشید کمه امروز نتونستم زیاد بزارم
الان میخوام دوباره شرط بزارم
۵ لایک
۴کامنت
۲ بازنشر
دیدگاه ها (۲)

{love or hate}{Par12}{عشق یا نفرت پارت ۱۲}[ بنده در حال فشار...

love or hatePar10{عشق یا نفرت پارت ۱۰}ویو ات: آجوما اومد و ز...

love or hatePart9{ عشق یا نفرت پارت ۹}ویو الا:الان از وقتی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط