love or hate
love or hate
Part9
{ عشق یا نفرت پارت ۹}
ویو الا:
الان از وقتی که جیمین رو بوسیدم یک روز میگدره و چون امروز پنجشنبه هستش و دانشگاه هم تا دوشنبه تعطیله تو خونه بودم نمیدونم وقتی رفتم دانشگاه چطوری تو روی جیمین نگاه کنم اونم ات تو کلاس اونه و اگه بخوام ات رو ببینم باید جیمین رو هم ببینم
هوف حوصلم سر رفته بزار به ات جونم زنگ بزنم
بار اول زنگ زد جواب نداد
بار دوم زنگ زد بازم جواب نداد
بار سوم بازم جواب نداد
و هی زنگ زد و زنگ زد و گفت چرا جواب نمیده نکنه چیزی شده😨بار ۱۰۰ ام زنگ زد که ات جواب داد( ولی بگم که بار ۱۰۰ تم رو شب زنگ زد و بار ۱ تا۹۹ رو بعد ازظهر)
*مکالمه*
الا:اتتتتتتت😠
ات:جانم چیزی شده
الا: معلومه که شده دختر چرا جواب نمیدی هزار بار زنگ زدمم😠
ات:وایی الا نمیدونی چه بلایی سرم اومد😭
الا:عه گریه نکن قشنگم منم برام یه اتفاق خوب یا بد افتاد نمیدونم اسمشو خوب بزارم یا بد
ات:مطمعنم واسه من بد تره😭
الا:هوف قبوله بگو ببینم چی شده
ات: ببین من اومدم خونه و .................................
* کل ماجرا رو تعریف کرد*
آره دیگه الان تهیونگ نجاتم داد و بعدشم میخوام برم حموم منو کتک زد همه جام کبودو زخمه😭میدونی درد دارم
الا:وایی😭ات جونم اون مردک کی بوده که این بلا رو سرت آورده بگو خودم بکشمش بیا بریم بیرون ساعت ۷ بریم تو برو حموم و آماده شو چون مطمعن هستم دوش بگیری بهتر میشی🙃
ات:اوکی واقعا خوشحالم دوستی به خوبی عه تو دارم🥺
الا:فدات شم💘💖من میخوام دختر خالم رو بهت معرفی کنم با اون بریم بهتره یکم خوشبگذرونیم
حال و هوامون عوض شه
ات:وایی دختر خالت چه خوب دوست دارم هرچه زودتر ببینمش 🤭🤗فعلا بابای من برم حموم
الا:اوکی باییی میبینتم
ات: همچنین بای
* پایان مکالمه*
^ات رفت دوش بگیره^
ویو ات:
آخیش سبک شدم یه لباس پوشید( عکس میزارم)
و موهاش رو خشک کرد و آجوما رو صدا زد
آجومااااا
آجوما مثل جت رفت بالا گفتم بله خانم چی شدههه
ات:میشه زخم هام رو پانسمان کنی؟👈🏻👉🏻
آجوما: خوب از اول بگین خامم من سکته کردم😓
ات:اوم ببخشید 🥺
آجوما:خانم من میرم جعبه ی کمک های اولیه رو بیارم
ات:اوکی برو
خب دیگه بسه 😄
شتسد شب دوباره پارت بدم
الان من اومدم خرید و تو ماشینم بعد پارت دادم بعد شما حمایت نمیکنین😞
خوب دیگه فعلا بای👋🏻
۲*لباس ات
Part9
{ عشق یا نفرت پارت ۹}
ویو الا:
الان از وقتی که جیمین رو بوسیدم یک روز میگدره و چون امروز پنجشنبه هستش و دانشگاه هم تا دوشنبه تعطیله تو خونه بودم نمیدونم وقتی رفتم دانشگاه چطوری تو روی جیمین نگاه کنم اونم ات تو کلاس اونه و اگه بخوام ات رو ببینم باید جیمین رو هم ببینم
هوف حوصلم سر رفته بزار به ات جونم زنگ بزنم
بار اول زنگ زد جواب نداد
بار دوم زنگ زد بازم جواب نداد
بار سوم بازم جواب نداد
و هی زنگ زد و زنگ زد و گفت چرا جواب نمیده نکنه چیزی شده😨بار ۱۰۰ ام زنگ زد که ات جواب داد( ولی بگم که بار ۱۰۰ تم رو شب زنگ زد و بار ۱ تا۹۹ رو بعد ازظهر)
*مکالمه*
الا:اتتتتتتت😠
ات:جانم چیزی شده
الا: معلومه که شده دختر چرا جواب نمیدی هزار بار زنگ زدمم😠
ات:وایی الا نمیدونی چه بلایی سرم اومد😭
الا:عه گریه نکن قشنگم منم برام یه اتفاق خوب یا بد افتاد نمیدونم اسمشو خوب بزارم یا بد
ات:مطمعنم واسه من بد تره😭
الا:هوف قبوله بگو ببینم چی شده
ات: ببین من اومدم خونه و .................................
* کل ماجرا رو تعریف کرد*
آره دیگه الان تهیونگ نجاتم داد و بعدشم میخوام برم حموم منو کتک زد همه جام کبودو زخمه😭میدونی درد دارم
الا:وایی😭ات جونم اون مردک کی بوده که این بلا رو سرت آورده بگو خودم بکشمش بیا بریم بیرون ساعت ۷ بریم تو برو حموم و آماده شو چون مطمعن هستم دوش بگیری بهتر میشی🙃
ات:اوکی واقعا خوشحالم دوستی به خوبی عه تو دارم🥺
الا:فدات شم💘💖من میخوام دختر خالم رو بهت معرفی کنم با اون بریم بهتره یکم خوشبگذرونیم
حال و هوامون عوض شه
ات:وایی دختر خالت چه خوب دوست دارم هرچه زودتر ببینمش 🤭🤗فعلا بابای من برم حموم
الا:اوکی باییی میبینتم
ات: همچنین بای
* پایان مکالمه*
^ات رفت دوش بگیره^
ویو ات:
آخیش سبک شدم یه لباس پوشید( عکس میزارم)
و موهاش رو خشک کرد و آجوما رو صدا زد
آجومااااا
آجوما مثل جت رفت بالا گفتم بله خانم چی شدههه
ات:میشه زخم هام رو پانسمان کنی؟👈🏻👉🏻
آجوما: خوب از اول بگین خامم من سکته کردم😓
ات:اوم ببخشید 🥺
آجوما:خانم من میرم جعبه ی کمک های اولیه رو بیارم
ات:اوکی برو
خب دیگه بسه 😄
شتسد شب دوباره پارت بدم
الان من اومدم خرید و تو ماشینم بعد پارت دادم بعد شما حمایت نمیکنین😞
خوب دیگه فعلا بای👋🏻
۲*لباس ات
- ۱.۱k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط