{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در انتظار فردا شب را سحر کن

در انتظار فردا ،شب را سحر کن

با کوله باری از نور از شب گذر کن

سر مست و عاشقانه در خود نظر کن

 بشکن در قفس را از تن رها شو

درمان درد دردمندان را دوا شو

 از خود دمی برون آ محو خدا شو

خورشیدی در جان تو پنهان است 

دریا از یاد تو پریشان است

عاشق شو ،زیرا عاشق انسان است


دیدگاه ها (۱)

@@@

احمد شاملوبرای توبرای چشمهایتبرای منبرای دردهایمبرای مابرای ...

چه فرقی می کند خبر دلتنگی ام را یک کلاغبه تو برساند یا چهل ک...

احمد شاملوخوشا رها کردن و رفتن! خوابی دیگر، به مردابی دیگر! ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط