{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍‌

‍‌
ابرها دلتنگِ آغوشِ آسمان بودند
دیدگاه ها (۰)

‍‌‍آخر داستان همه‌ی دزیره ها تلخ بود ...حتی تلخ‌تر از قهوه ه...

‍‌_فراموشت میکنم ، بهت قول میدم روزی که تو تابستون برف بباره...

‍‌دیگه هیچی آرومش نمی‌کرد حتی آغوش عزیزکرده‌اش...‍

‍_چطوری مثل غریبه ها ببینمت ؟ غریبه‌ها عطر تن همو روی لباسشو...

اسمان ❤

عشق میان ابرها

عشق در ابرها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط