{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب به خواب دیدم، در پیش من نشستی

دیشب به خواب دیدم، در پیش من نشستی
من عاشقت شدم را، در گوش من تو گفتی

غم می رود ز قلبم، در خواب خوش عزیزم
زیرا که در کنارم، حالا دگر تو هستی

شادی به سینه آمد، با دیدنت به رویا
شادی یقین همین است، تو یاد من بیوفتی

لعنت به زنگ ساعت، با آن صدای بی روح
زیرا به زنگ ساعت، از پیش من تو رفتی

حالا که بی تو هستم، شادی دگر محال است
بایددگر به یادت، عادت کنم به سختی
دیدگاه ها (۱)

‌ بوسه ای از لب تو. قیمت جان است مراگوشه ای در دل تو .امن و...

یک بوسهیک هم آغوشییک نوازش دلبرانهبرای تو کم است !تو را باید...

یک بوسهیک هم آغوشییک نوازش دلبرانهبرای تو کم است !تو را باید...

‌ 💛 💜 💚 قشنگ.ترین ثانیه… لحظه ے بوسیـ.ـدن پیشـ.ـانـے ڪسـے ...

پارت پانزدهم بعد از ظهر، وقتی بالاخره فشردگی کارهای روزانه ک...

چندپارتی تهیونگ

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط