{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون غمِ عشقت شبی دامنِ یاران گرفت میکده را

چون غمِ عشقت شبی دامنِ یاران گرفت میکده را جای باز ،مَست دو چندان گرفت
شیوهء تحریرِ تو با دلِ بشکسته ام تا بهم آمیختند مرغِ دلم جان گرفت
زاهد و مُفتیِ شهر تا به دغا آمدند پاک دل و می پرست شیوهء رندان گرفت
مشعلهء روی دوست تا که جهان برفروخت پَرتوِ این شعله بین چون مَهِ تابان گرفت
تا دلم آن قامتِ سرو به بُستان بدید چشمهء حیوان نهاد،سیبِ زنخدان گرفت
ناوکِ چشمت مرا چونکه بَرانداز کرد دل زِ من آخر به یک طُرفه به مُژگان گرفت
آن رُخِ چون مهرِ تو تا زِ نظر دور شد در غمِ عشقت مرا آتشِ هجران گرفت
تا به ریا می برند مُحتسبان کار پیش دستِ حریفان نِگر دامنِ یزدان گرفت
شب چو به بامِ دلم پای نهادی،جمیل دور زِ نامحرمان راه تو پنهان گرفت

🌷🌷
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

بود آیا که در میکده‌ها بگشایندگره از کار فروبسته ما بگشایندا...

در میخانه ببستند خدایا مپسندکه درِ خانه ی تزویر و ریا بگشاین...

شب یلدای 92 : بود آیا که در میکده ها بگشایند*** گره از کار ...

ز دل، جانا غم عشقترها کردن توان؟ نتوانز جان، ای دوست، مهر تو...

مرا دل سوزد و سینه تو را دامن ولی فرق استکه سوز...

بود آیا که در میکده‌ها بگشایندگره از کار فروبسته ما بگشایندا...

ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دلو آتش هجر جگر سوز تو دود افکن...

...ز دل، جانا، غم عشقت رها کردن توان؟ نتوانز جان، ای دوست، م...

#جمال یاردلم میخواد که پرزنون. برم به سوی جمکروندلم می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط