𝓹𝓪𝓻𝓽13
𝓹𝓪𝓻𝓽13
ات ویو
رسیدیم
شوگا: خب بریم بخوابیم ساعت دوازدهه
هرکی رفت تو اتاق خودش
من طبقه اول تختم خوابیدم
نامجون ویو
رفتم تو اتاق ات تا بهش یه چی بگم
نامی: ات فردا میا....
دیدم عین فرشته ها خوابیده پتو رو کشیدم روش رفتم
..... ویو فردا
جین: صبحونه امادس یکی بره اتو بیدار کنه
هوپی: من میرم
جیهوپ ویو
رفتم اتاق ات که دیدم نیس
جیهوپ : جیغغغغفغفغغغغغغ
کوک: چیشد
(رفتن تو اتاق)
جیهوپ: ات نیستتتتتتتت
ات از طبقه بالای تختش خواب آلود نگاشون کرد
ات: هوسوک به جان مادرم به بار دیگه جیغ بزنی با دستای خودم خفت میکنم
جیهوپ: عه اون بالایی
ات: چی فک میکنی
جین: خب بریم صبحونه بخوریم
ات: برین من دستو صورتمو میشورم میام
......
جیهوپ: ات از امروز باید بیای تمرین
ات: باشه(همزمان که پنکیک تو دهنشه)
ات:قبلش باید برم یکم خرید دارم
نامی: من باهات میام
ات: باشه
.......
نامی: ات آماده شدی؟(عربده)
ات: الان میام(عربده)
نامجون ویو
...
☆☆☆☆☆☆☆
ات ویو
رسیدیم
شوگا: خب بریم بخوابیم ساعت دوازدهه
هرکی رفت تو اتاق خودش
من طبقه اول تختم خوابیدم
نامجون ویو
رفتم تو اتاق ات تا بهش یه چی بگم
نامی: ات فردا میا....
دیدم عین فرشته ها خوابیده پتو رو کشیدم روش رفتم
..... ویو فردا
جین: صبحونه امادس یکی بره اتو بیدار کنه
هوپی: من میرم
جیهوپ ویو
رفتم اتاق ات که دیدم نیس
جیهوپ : جیغغغغفغفغغغغغغ
کوک: چیشد
(رفتن تو اتاق)
جیهوپ: ات نیستتتتتتتت
ات از طبقه بالای تختش خواب آلود نگاشون کرد
ات: هوسوک به جان مادرم به بار دیگه جیغ بزنی با دستای خودم خفت میکنم
جیهوپ: عه اون بالایی
ات: چی فک میکنی
جین: خب بریم صبحونه بخوریم
ات: برین من دستو صورتمو میشورم میام
......
جیهوپ: ات از امروز باید بیای تمرین
ات: باشه(همزمان که پنکیک تو دهنشه)
ات:قبلش باید برم یکم خرید دارم
نامی: من باهات میام
ات: باشه
.......
نامی: ات آماده شدی؟(عربده)
ات: الان میام(عربده)
نامجون ویو
...
☆☆☆☆☆☆☆
- ۷۶
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط