{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...موهایش سپید شد

...موهایش سپید شد
کودکی ک داشت دفتر خاطراتم را میخواند
.
.
.
.
.
چون با سر کردمش تو کیسه گچ
تا بفهمه دفتر خاطرات شخصیه .....
وااالااااㄟ(ツ)ㄏ
دیدگاه ها (۲)

تـــو سُکــوت میکُنـــــی،وَ فَـــریــآد زَمـــانَم رآ نِمــ...

✧❥ ツ

♚روزهـا میگذرنـد➣‡و من هـــر روز➣♚دنیا را بیشـــتر میشــناسم...

❥✓

پارت ۱۸چیزی، انگار احساس بود، به مادارا میگفت که قرار است در...

𝐖𝐨𝐥𝐟'𝐬 𝐎𝐛𝐬𝐞𝐬𝐬𝐢𝐨𝐧 ³⁵............................................

𝑬𝒙 𝒅𝒆𝒂𝒓𝑷𝟕𝑱𝒆𝒐𝒏 𝒌𝒂𝒚𝒍𝒊@lady_jeon_jk✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط