{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن در ICU بود. شوهرش نمیتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد.😭

زن در ICU بود. شوهرش نمیتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد.😭


دکتر گفت ما همه تلاشمان را میکنیم اما هیچ چیز رو تضمین نمی کنیم.🤓
بدن اون هیچ عکس العملی از خودش نشون نمیده، به نظر میرسه که به کما رفته.🙂
شوهر: دکتر بهتون التماس میکنم که همسرم رو نجات بدین. اون فقط 36 سالشه، خانواده بهش نیاز دارن.😢
ناگهان معجزه ای رخ داد.😳


دستگاه ECG قلب دیوانه وار شروع به زدن کرد، یکی از دستانش تکان خورد، لبانش شروع به حرکت کرد و ...😱


او شروع به صحبت کرد : عزیزم من 34 سالمه نه 36 سال😒😂
ಠ‿ಠ
#golhasbo
دیدگاه ها (۳)

•|توی فرودگاه یه سالن بزرگ بود.یه شیشه بزرگ قدی مسافر ها روا...

راستش من بداخلاق نیستم،کم حرفم نیستم، مغرور هم نیستم،اما تما...

از خودت دست نکش.✖️همیشه حس آدمی و داشته باش که تازه داره نف...

#golhasbo

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۱۰زخمی که بوی درد می‌دادصدای تقه‌ای ب...

پارت ۲۳خاطرات ساسکه: بخش اولSa:"نههه داداشم. داداشمو نجات بد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط