{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانش را تنگ کرد

چشمانش را تنگ کرد
به دنبال او...
در گوشه گوشه‌ی خانه...
گوشه گوشه‌ی شهر....
اما؛
نبود...
رفته بود...
سالهاست که رفته
و خاطراتش را...
در گوشه‌ای از این خانه
گوشه‌ای از شهر،
باقی گذاشته!
او سالهاست که رفته...
.
دیدگاه ها (۱۱)

از وقتی تو خونه‌هامون از این پنجره‌ها نیست،دیگه خونه‌هامون ص...

اگه موندنی نیستین تنهاییه کسی رو خراب نکنین سخته یکی دوباره ...

مادربزرگ همیشه انبوهی رختخواب داشت...خیلی وقت ها میگفت :شب ب...

اگر قرار بوداز “عشق “رنگ عشق را نقاشی کنند ..بی شک شبیه چشما...

ای کاش میشد با یک گل، تمام کوچه ها را گلباران کرد، برای آخری...

شهرِ بی‌پیامبر، شهرِ بی‌سکون است؛ جایی که در هر گوشه‌اش، صدا...

کم مونده بود به ترکی بگم دلم برا بودنت تنگ شده که گفتم اره د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط