{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رومان عشق بی نھایت پارت 18

رومان عشق بی نھایت پارت 18
از زبان ملیسا
پیشنھادشو قبول کردم و اون لباسشو در اورد و لب ھایہ منو بوسید خیلی ترسیدہ بودم اما در اینہ حال لذت میبردم حس خیلی عجیبی داشتم بعد اون دستشو از لباسم رد کرد داشت بدنمو نوازش میکرد خیلی میترسیدم واقعا داشتم از استرس میموردم اما باز ھم خوشم میومد اون دستشو از لباسم رد کرد و بدنم رو نوازش میکرد من ھم دستمو گذاشتم رویہ سینش و از سینہ کشوندم بہ گردنش و دستمو دور گردنش حلقہ کردم و موھاشو نوازش کردم بعد سینم رو نوازش کرد لبم رو ول کرد و گفت:قلبت تند میزنہ حالت خوبہ گفتم:ارہ خوبم اما برام تازگی دارہ بعد گفت: خوب اگہ میخوای ادامہ ندیم گفتم نہ ادامہ بدہ اونم ھمین کارو کرد و من رو بغل کرد گذاشتم رویہ پاھاش و بعد خیلی اروم لباسمو در اورد و من رو گذاشت رویہ تخت و دوبارہ لب ھامو بوس کرد بعد از چند دقیقہ صدایہ نالم بلند شد یکم وحشی شدہ بود منم نالہ ھام بیشتر شدہ بود واقعا خیلی درد داشت فکر نمیکردم اینطوری باشہ بھش التماس میکردم ولی بہ ھرفم گوش نمیکرد میگفتم:کوک ولم کن لطفا بسہ ۔۔۔دیگہ ۔آھھھھھھ ۔۔۔۔آاااااااااا لطفا ولم کن کوک۔۔۔۔کوک
از زبان کوک
خیلی نالہ میکرد ولی بہ من حال میداد التماس میکرد اما ولش نمیکردم میگفتم:من تازہ شروع کردم چیو تموم کنم ولی خیل داشت درد میکشید ولش نمیکردم اما وقتی گریہ ھاشو دیدم دلم بہ رحم اومد
از زبان ملیسا
ھرکاری میکردم تمومش نمیکرد آخر نتونستم خودمو نگہ دارم و گریہ کردم داشتم میموردم زربہ ھاشو اروم کرد یکم اروم شدم بعد ازم معضرت خواھی کرد و سرم رو نوازش کرد بعد اشک ھامو پاک کرد بعد اون گردنمو بوس کرد ۔۔۔۔
دیدگاه ها (۰)

رومان عشق بی نھایت پارت 17از زبان ملیسا رفتم بہ خونش واقعا ج...

رومان عشق بی نھایت پارت 16از زبان ملیسا باھم اوکی شدن خیلی ب...

رومان عشق بی نھایت پارت 18از زبان ملیسا پیشنھادشو قبول کردم ...

رومان عشق بی نھایت پارت 12 از زبان ملیسا کوک مچ اون دختر زور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط