{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوى عطرش آمد و حيران شدم،اينجا نبود

بوى عطرش آمد و حيران شدم،اينجا نبود
تا بگويم حرف هايم را به او، اما نبود.
روي زيبايش رقابت مي كند با قرص ماه
رو به روى دلبر من هيچكس زيبا نبود!.
با تمام روح و جانم عاشقش بودم ولي
لحظه ای از عمر خود را ياد من حتى نبود.
با نگاهم بارها گفتم به او "عاشق شدم"
در نگاه او ولی این حرف ها پیدا نبود.
وقت رفتن ديدم او را،قلبم از دنيا گرفت
حيف از تنهايی من!حیف! او تنها نبود
#عاشقانه #تنهایی #بهاره🌸
دیدگاه ها (۱)

#سعدی #بهاره🌸

#عکس_نوشته #عکس_پروفایل #بهاره🌸

در تماشای تــــــــــوقانع نشوم من به دو چشمهمه چشمان جهان گ...

#هوشنگ_ابتهاج #بهاره🌸

پارت ۲

همخونه اجباری... پارت ۱۵۳«ویو پارک دوین»چمدانم را بسته بودم....

«نگاه ممنوعه »**Part 14 — The Last Thing She Left Behind** ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط