{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوى عطرش آمد و حيران شدم،اينجا نبود

بوى عطرش آمد و حيران شدم،اينجا نبود
تا بگويم حرف هايم را به او، اما نبود.
روي زيبايش رقابت مي كند با قرص ماه
رو به روى دلبر من هيچكس زيبا نبود!.
با تمام روح و جانم عاشقش بودم ولي
لحظه ای از عمر خود را ياد من حتى نبود.
با نگاهم بارها گفتم به او "عاشق شدم"
در نگاه او ولی این حرف ها پیدا نبود.
وقت رفتن ديدم او را،قلبم از دنيا گرفت
حيف از تنهايی من!حیف! او تنها نبود
#عاشقانه #تنهایی #بهاره🌸
دیدگاه ها (۱)

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

Part ¹⁷ویو لیلیاومدم تو اتاق خودمو جونگکوک نشستم رو تخت هعی ...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ¹⁰برای راحت ساختن خی...

پرنسس ناخواسته

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

چند پارتی

#in_your_eyespart_1۰۹ویو کوکنمی‌دونم چند ساعت گذشته بوداز وق...

𓂃 𐙚 پارت ۲۹ | ویو ته‌یونگ 𐙚 𓂃داشت با لبخند نگاهم می‌کرد.خوشح...

لونا و ويليام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط