{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در افسانه ها آمده روزی که خداوند جهان را آفرید

در افسانه ها آمده روزی که خداوند جهان را آفرید
فرشتگان مغرب را به بارگاه خود فراخواند
و از آنها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پیشنهاد بدهند
یکی از فرشتگان به پروردگار گفت: آن را در زمین مدفون کن
فرشته دیگری گفت آن را در زیر دریاها قرار بده
سومی گفت راز زندگی را در کوهها قرار بده
ولی خداوند فرمود ....
اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم
فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابند
در حال که من می خواهم راز زندگی در دستر س همه بندگانم باشد
در این هنگام یکی از فرشتگان گفت فهمیدم کجا ای خدای مهربان
راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده
زیرا هیچکس به این فکر نمی افتد که برای پیدا کردن آن باید به قلب
و درون خودش نگاه کند و خداوند این فکر را پسندید

خدا...
دیدگاه ها (۶)

به سلامتیه کسی که نمیشناستت اما نوشته هاتو میخونه تا از درون...

مُحبّت همه چیز را شکست میدهدو خود شکست نمی خورد... به این جم...

به کسی کینه نگیریددل بی کینه قشنگ استبه همه مهر بورزیدبه خدا...

پرﻓﺴﻮﺭﺣﺴﺎﺑﯽ ﻣﻴﮕﻔﺖ:ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺤﺼﻴﻼﺗﻢ ﺩﺭ آﻣﺮﻳﻜﺎ،ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ...

خبر رسیدن به فرشتگان، خشم و اندوهی عمیق به همراه داشت. شنیدن...

اسپویل اخر مانهوا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط