{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدايا...

خدايا... دستانم را زده ام زير چانه مات و مبهوت نگاهت ميكنم... طلبكار نيستم؛ فقط مشتاقم بدانم ته قصه چه ميكنى با من ...؟؟
دیدگاه ها (۱)

. اصفهانيه: الو اسمال هس؟ تهرونی: نه بیرونه! ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ!! ...

در قبرم هستم ...

مربی موتور سوار

#silence_after_you#Part3با نشستن هواپیما چمدونم رو برمیدارم ...

( بعد از مدت ها پارت گذاشتم)

در میان خاکستر و زمرد

رها🦋 واست غرورمو زیرپا گذاشتم ثابت کن اشتباه نکردم....من برا...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

رمان

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط