{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار بود یلدا که اومد،

قرار بود یلدا که اومد،
برای سه ماه زمستون گرم نگهمون داره
و کرسیِ خوشی رو تو خونه هامون پهن کنه...
قرار بود بهونه‌ی قشنگ ما باشه
برای دست به دست کردن محبت بین آدما و
سرخ نگه داشتنِ صورتِ زندگی و رابطه‌ها!
ولی میدونم که این روزا
حالمون خوب نیست و
سردیِ هنوز از راه نرسیده‌ی زمستون
روی احساس همه‌ی ما نشسته!
میدونم پاییز امسال رو با نگرانی و غم گذروندیم و
هیچ رفاقتی با پاییز و زرد و نارنجی هاش نداشتیم!
ما پاییز امسال‌مون آغشته به رنج بود ولی
هنوز امیدواریم و امید توی وجودمون
شبیه درختی تنومند،
مدام شاخ و برگ می‌زنه و من ایمان دارم،
بالاخره میاد اون روزی که،
سبزینه ‌های خوشبختی در اون رشد می‌کنه!
پس به امید روزهای روشن،
آسمونی آبی‌تر و زمینی آرام و سبزتر،
#یلدات_مبارک_رفیق
دیدگاه ها (۸۳)

🦄🌈و به رسم عادت #تولدم_مبارک 🥳   #زمستانی که        #سومین ر...

تولدت مبارک دوست دی ماهی منامیدوارم رنگ های شاد و روشنزندگی ...

این چند برگِ مانده‌ی پاییز هم که بریزدزمستان من آغاز می‌شودح...

داری خفه می شوی از بغض و می گردی به دنبال شانه ای که نیست ،د...

وقتی من دیگه نفس نکشیدم اون وقت میتونن تورو ازم جدا کنن ..( the last part )

(وقتی دوست صمیمیت بود اما...)

یک قدم مانده تا طلوع [بخش ۱]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط