آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت³²
ویو نویسنده
هر یک از بچه ها مشغول یکاری بودند
آنا هم داشت خوابش میبرد که سر کسی رو روی شونه هاش احساس کرد،سر تهیونگ بود لبخندی زد و گذاشت تو همون حالت بخوابه
ات و جیهوپ تا میتونستند خوراکی خوردن و آلیسا هم با هیجان فیلمش رو تماشا میکرد
(پرش زمانی فرودگاه)
همه پیاده شدند
یک نفر راهنما سفرشون بود
راهنما:به عمارت خوش اومدید،خب به سمت هتل میریم؛۵ تا اتاق هتل داریم که به ترتیب نشستن داخل هواپیما هست. بچه ها باشه ای گفتند اما سه تا دخترا کاملا سرخ شده بودند
به سمت هتل رفتند
جین: بچه ها قبلش یچیز بخوریم؟؟
همه موافقت کردند و غذایی سفارش دادند و خوردند
بعد از اتمام غذا به اتاق های خودشون رفتند
راهنما:امروز میتونید هرکاری دوست دارین بکنید،حتی کل روز میتونید تو اتاقتون بمونید
بچه ها دستی زدن و به سمت اتاق هاشون رفتند
ویو ات
با جیهوپ به سمت اتاق رفتیم و واردش شدیم،قشنگ خونه ای بود برای خودش،اتاق اول رو من و اتاق دوم رو جیهوپ انتخاب کرد،وارد اتاقم شدم و مشغول چیدن وسایلم شدم
ویو آنا
با تهیونگ وارد اتاق شدیم،تم اتاق رو دوست داشتم،کرم و قهوه ای
تهیونگ:آنا کدوم اتاق رو میخوای؟
آنا:اومم،برام فرق نمیکنه
تهیونگ:پس اتاق آخری برای من
آنا:اوکی
وارد اتاقم شدم و شروع به چیدن وسایلام کردم
ادامه دارد...
پارت³²
ویو نویسنده
هر یک از بچه ها مشغول یکاری بودند
آنا هم داشت خوابش میبرد که سر کسی رو روی شونه هاش احساس کرد،سر تهیونگ بود لبخندی زد و گذاشت تو همون حالت بخوابه
ات و جیهوپ تا میتونستند خوراکی خوردن و آلیسا هم با هیجان فیلمش رو تماشا میکرد
(پرش زمانی فرودگاه)
همه پیاده شدند
یک نفر راهنما سفرشون بود
راهنما:به عمارت خوش اومدید،خب به سمت هتل میریم؛۵ تا اتاق هتل داریم که به ترتیب نشستن داخل هواپیما هست. بچه ها باشه ای گفتند اما سه تا دخترا کاملا سرخ شده بودند
به سمت هتل رفتند
جین: بچه ها قبلش یچیز بخوریم؟؟
همه موافقت کردند و غذایی سفارش دادند و خوردند
بعد از اتمام غذا به اتاق های خودشون رفتند
راهنما:امروز میتونید هرکاری دوست دارین بکنید،حتی کل روز میتونید تو اتاقتون بمونید
بچه ها دستی زدن و به سمت اتاق هاشون رفتند
ویو ات
با جیهوپ به سمت اتاق رفتیم و واردش شدیم،قشنگ خونه ای بود برای خودش،اتاق اول رو من و اتاق دوم رو جیهوپ انتخاب کرد،وارد اتاقم شدم و مشغول چیدن وسایلم شدم
ویو آنا
با تهیونگ وارد اتاق شدیم،تم اتاق رو دوست داشتم،کرم و قهوه ای
تهیونگ:آنا کدوم اتاق رو میخوای؟
آنا:اومم،برام فرق نمیکنه
تهیونگ:پس اتاق آخری برای من
آنا:اوکی
وارد اتاقم شدم و شروع به چیدن وسایلام کردم
ادامه دارد...
- ۸۹
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط