{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دل آغاز کن افسانه‌ی ایام وصال

ای دل آغاز کن افسانه‌ی ایام وصال
تا به مشغولیِ این قصه، شب غم گذرد
دیدگاه ها (۰)

در آتش خیال توبا خود قدم زدمدوران عاشقیبه همین سادگی گذشت

شباهت تو و من هرچه بود ثابت کردکه فصل مشترک عشق وعقل تنهایی ...

مرا به بوی خوشت جان ببخش و زنده بدارکه از تو چیزی ازین بیشتر...

قصّه‌ی آن نتوان گفت مگر روز وصالهر چه بر خسته‌دلان در شب هجر...

چو خیالت ای مه من بر دل ما گذرد ز سرم از ژاله غم موج بلا گذ...

قصه، قصه‌یِ حق‌خواهی است؛و این آتش، آغازِ پایانِ تاریکی.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط