Parte

Parte 2.

غروب خورشید

ادامه ویو لورا
رفتم،سمت اتاق تهیونگ از لای در نگاه کردم چیزی که دیدم رو بار نداشتم اون....او....ن تهیونگ...من بود.....این....ام...کان... نداره...
.داشت..بورام...رو...می‌بوسید.....با...بال...تنه ی لخت و بورام هم بای یه لباس باز در اتاق رو باز کردم و رفتم تو

ویو تهیونگ
این چند روز که لورا مریض بود با بورام وارد راب.طه شد امشب هم گفتم بیاد خونمون داشتم بورام رو میب.وسیدم که لورا اومد

لورا پس لنی راست می‌گفت که باید ازت جداشم عوضی(دوستان فیک هست)(بغض)
ته به کی میگی عوضی ها (داد)
لورا به تو میگم عوضی
ته گوه میخوری میگی عوضی
بورام ددی این نمیخواد بره(عشوه)
ته الان میره
ته گمشو از خونم بیرون دختر هرزه
لورا اسم اونو رو من نزار
ته خفه شو یا خودم خفت میکنم
لورا بیا بیبنم چیکار میکنی
ته همین الان گمشو بیرون
لورا The sunset is beautiful, isn't it(غروب آفتاب قشنگ مگه نه ) (لبخند به همراه بغض)
لورا به من گفتی هرزه پس منم از زندگیت حذف میشم و امیدوارم خوشبخت شی اما اینو بدون من عاشقت بودم و هستم ته ته من
تهیونگ منو اینجوری صدا نکن و برو برون از خونه ی من
لورا خدافز عشق اول و آخر من

بورام ددی این چرا نمیره ده باره خدافزی کرد (عشوه)
تهیونگ الان میره

ویو لورا
باورم نمیشه بهم خیانت کرد اونم باکسی که جزو بهترین دوستای من بود .
بد از ۳۰ مین رسیدم خونه به مامان و بابا سلام کردم و رفتم توی اتاق و اونقدر گریه کردم که خوابم برد صب ساعت ۶ بیدار شد ورزش کردم و آماده شد رفتم مدرسه

ویو توی مدرسه

#غروب #غروب_آفتاب ##غروب #غروب_خورشید #فیک #فیک_بی_تی_اس #فیک_تهیونگ #فیک_جونگ_کوک #فیک_از_جونگکوک #فیکشن #رمان_از_بی_تی_اس #رمان_تهیونگ سلام
دیدگاه ها (۵)

Part 3. #غروب_خورشید ویو مدرسهلور...

Parte 4. غروب خورشید توی پاس...

parte 1. غروب خورشید ویو لور...

سلام سلام میخوام یه فیک جدید شروع کنم این از تهیونگ اسم غروب...

آبنبات تلخ

آبنبات تلخ

جیمین فیک زندگی پارت ۹۱#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط