{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می روم من بی کس و تنها ؛ حالم را نپُرس

می روم من بی کس و تنها ؛ حالم را نپُرس
دارم از دستت شکایتها ؛ حالم را نپُرس !

خوابِ من آشُفته خواهد بود، هر شب بعد ازین
بس به گوشم خوانده ای "لا لا " ؛ حالم را نپرس!

در سرِ تو من یقینم آرزویی دیگر است
من نکردم در دلِ تو جا ؛ حالم را نپرس

گاهی امّا با خودم گویم : زیادی سرخوشَم
من کجا و تو کجا امّا ؛ حالم را نپرس !

خون چِکد از خاطراتم ، گر سَرش را وا کنم
چون اناری در شبِ یلدا ؛ حالم را نپرس !

زیرِ باران دستِ هر کس را که می خواهی بگیر
عاشقی کن مست و بی پروا ؛ حالم را نپرس!

بعدها بینند اهلِ ذوق در اشعارِ من
بیت بیتش از تو ردِّ پا ؛ حالم را نپرس

شاعری با شور بختی هر دو همزادِ هَمَند
کس نداند حالِ این رسوا ؛ حالم را نپرس!
دیدگاه ها (۳)

من هنوز عاشقانه دوستت دارم تو چطور؟ هنوز هم لبریز از احساسم ...

‏یادت باشد که اگر:دنیایت کوچک باشدهمه چیز را بزرگ می بینی.غم...

آدم محنت کشیده، زود گریان می شودگوشه ای پژمرده و،سردرگریبان ...

لحظه ی شیرینی ڪہ بہ تــــــــــــــــــــو دل بـــــستم…..از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط