بچه بودم بابام بردم دکتر. وقتی نوبتم شد اینقد میترسیدم چ
بچه بودم بابام بردم دکتر. وقتی نوبتم شد اینقد میترسیدم چار چوب در مطبُ گرفته بودمو داخل نمیرفتم
بابام گفت آقای دکتر الان میارمش، این وقتی خر میشه توی هیچ طویله ای نمیره.
دکتره با دهن باز فقط بابامو نگاه میکرد.
بابام گفت آقای دکتر الان میارمش، این وقتی خر میشه توی هیچ طویله ای نمیره.
دکتره با دهن باز فقط بابامو نگاه میکرد.
- ۱.۶k
- ۲۶ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط