{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت ۱۷
تهیونگ دستشو ورداشت و جونگکوک رفت جونگکوک کارشو کرد و امد کنار تهیونگ دراز کشید و تهیونگ جونگکوک رو از پشت بغل کرد تهیونگ خوابید
جونگکوک حوصلش سر رفته بود و برگشت با صورت تهیونگ مواجه شد و داشت با لب تهیونگ بازی میکرد که یک دفع تهیونگ بلند شد

+ داری چیکار میکنی

- هیچی حوصلم سررفته بود داشتم با لبت بازی می....

جونگکوک داشت حرف میزد که با قرار گرفتن لب تهیونگ حرفش قطع شد 
و تهیونگ داشت جونگکوک رو میبوسد که نفس کم اورد و از هم جدا شودم

- بریم صبحانه بخوریم

+ تو برو من برم دوش بگیرم میام

- باشع چیزی خواستی صدام کن

جونگکوک رفت پایین توی آشپزخونه داشت صبحانه دروست میکرد که یکی از پشت بغلش کرد

+ داری چیکار میکنی

- دارم برات صبحانه دروست میکنم برو بشین حاضر شد

+ باشع

تهیونگ رفت نشست جونگکوک هم داشت میز رو میچید  تموم شد رفت نشست جلوی تهیونگ
+ اونجا نشین بیا روی .......
دیدگاه ها (۴)

گل خونی پارت ۱۸ + اونجا نشین بیا روی پای من بشین- نمیخوام  ص...

گل خونی پارت ۱۹+ حسودی نکن اون رفیق شیشمه و اونی که پشتشه ام...

گل خونی پارت 16و لباس های جونگکوک رو بهش داد و خودشم پوشید و...

dark love

گل خونی پارت 34& ارع - بابا اینا دارن مارو میترسونن کاری نمی...

#زیر_نور_ماه پارت13تهیونگ ساعت ۶ صبح بیدار شد کمرش بد جور‌ د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط