#زیر_نور_ماه

#زیر_نور_ماه
پارت13
تهیونگ ساعت ۶ صبح بیدار شد
کمرش بد جور‌ درد میکرد ...
جونگکوک رو بیدار‌ کرد،جونگکوک گفت:چی شده!
تهیونگ گفت : کمرم درد میکنه
جونگکوک تهیونگ رو‌ بغل کرد ..
اونا رفتن حموم ، بعد برای مدرسه اماده شدن ، جونگکوک سریع از قصر خون اشام ها فرار کرد و رفت سمتظ خوابگاه..
و بعد برای مدرسه اماده شد ..
وقتی پاش رو گذاشت داخل دانش اموز ها با تعجب بهش نگاه میکردن ..
پچ پچ بچه ها رفت بالا..
جونگکوک از این اوضاع کلافه شده بود...
رفت سمت کلاس و سر جاش نشست..
تهیونگ هم چند دقیقه بعد اومد ..حالش خوب بود انگار کمرش دیگه درد نمیکرد..
با ورود معلم کلاس شروع شد که یهو بورام وسط کلاس اومد..
نفس نفس میزد و رفت سر جاش نشست.
نگاهی اغوا گرانه به جونگکوک کردو گفت:میدونم جفتت رو ول کردی ..
چرا منو امتحان نمیکنی !؟
جونگکوک داشت با تلپاتی با تهیونگ حرف میزد و حرف های بورام رو نمیشنید ..
بورام دستش رو برد پایین و دست جونگکوک رو گرفت .
جونگکوک گفت داری چیکار میکنی !
تهیونگ اعصبانی شد و دست جونگکوک رو با قدرتش هاش داغ کرد!
بورام گفت : ای دستممم..
استاد گفت : چیزی شده بورام!
بورام معذرت خواهی کردو گفت : نه ..دستم یکم درد گرفت ..
استاد گفت : بسیار خب..
استاد درس رو ادامه داد..تهیونگ از کاری که کرده بود خیلی راضی بود..
کلاس تموم شد همه رفتن برای غذا ..
جونگکوک غذاش رو گرفت ..تهیونگ هم همینطور ..
جونگکوک غذاش رو تموم کرد و رفت...
دیدگاه ها (۰)

گل خونی پارت 52داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خ...

🖤 فیک: اون فقط یه دانشجوی ساده‌ست...پارت سوم: مهمان ناخوانده...

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : اول » جونگکوک با تکون خوردن تخت ب...

پارت چهارم ۱۴ سال بعد راوی: الان چهارده سال از زمانی که جونگ...

فیک جونگکوک

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

(عشق در نگاه اول)پارت ۱

# قولی_که_شکست ###پارت ۹تهیونگ ناراحت شد و سعی کرد سر جونگکو...

صبح روز بعد، ات از خواب بیدار شد و مدت زیادی به سقف خیره مون...

شاگرد لوس من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط