{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را

تو را
پشت میز ڪافہ
ڪنار عطر چاے بهارنارنج و
دیوان حافظ ؛
ڪَوشہ‌ے عڪس‌هاے دونفره
میان خنده‌هاے بلند و
اخم هاے ڪوتاهت
جا ڪَذاشتم ..!!
دیدگاه ها (۷)

آهای دختر پاییز!میدانی چرا برگ ها زرد و خشک میشوند وبه زیر پ...

چه قصــه اي نوشتـه اند بــــــــــراي ما نه كلاغــــــي در ك...

غمگین که باشیفرو می‌ریزممثل اشکنه مثل دیوار شهرکه هر کس چیزی...

دلتنــــــگ نشــــدی ببیــــــنیچـــــگونه خوبتـــــرین خـــ...

پارت ۵صبح با صدای در زدن بیدار شدم.یکی از نگهبان‌ها پشت در ا...

#pain#P⁹⁰#Season²در طول مسیر که توی هواپیما بود مثل دفعه ی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط