معرفی chai
معرفی chai🍒
او زیبا ترین دختر روستا بود، دختری که تمام مردان به دنبال او بودند، اما قلب او فقط متعلق به یک نفر بود، به هرحال آدم ها میگویند انسان فقط یک بار عاشق میشود اما گاهی پشت هر نگاه عاشق دروغی مخفی شده، راضی که ممکن است همه چیز را خراب کند - آن شب، شبی بود که قرار بود به بهترین شب زندگی او تبدیل شود، اما همیشه چیزا اینجوری که ما میخواهیم پیش نمیروند، مگه نه؟ با ذوق و شوق برای آن شب برنامه ریزی کرده بود. وارد سالن شد تمام نگاه ها روی او بود اما چشم او فقط دنبال یک نفر میگشت، همانطور که بالا سکو ایستاده بود و انتظار میکشید، تا اینکه ناگهان صدای جیغ و فریاد از بیرون شنید شد، روستا آتش گرفته بود. دختر تلاش کرد فرار کند اما آتش او را محاصره کرده بود، لباس سفیدش سیاه شده بود ولی تنها به او فکر کرد. صدای سم های اسب را شنید که به او نزدیک میشدند. مردی با لباسی سیاه و صورتی پوشیده روبهروی او روی است نشسته بود، کسی که همه او را خلافکار صدا میکردند کسی که مقصر این آتش سوزی بود. او در چشمانش نگاه کرد، چیزی درباره آنها آشنا بود، تا اینکه مرد پارچه را از صورتش کنار زد "منتظر من بودی، عزیزم؟"
Click
#fantasy
#dfs
او زیبا ترین دختر روستا بود، دختری که تمام مردان به دنبال او بودند، اما قلب او فقط متعلق به یک نفر بود، به هرحال آدم ها میگویند انسان فقط یک بار عاشق میشود اما گاهی پشت هر نگاه عاشق دروغی مخفی شده، راضی که ممکن است همه چیز را خراب کند - آن شب، شبی بود که قرار بود به بهترین شب زندگی او تبدیل شود، اما همیشه چیزا اینجوری که ما میخواهیم پیش نمیروند، مگه نه؟ با ذوق و شوق برای آن شب برنامه ریزی کرده بود. وارد سالن شد تمام نگاه ها روی او بود اما چشم او فقط دنبال یک نفر میگشت، همانطور که بالا سکو ایستاده بود و انتظار میکشید، تا اینکه ناگهان صدای جیغ و فریاد از بیرون شنید شد، روستا آتش گرفته بود. دختر تلاش کرد فرار کند اما آتش او را محاصره کرده بود، لباس سفیدش سیاه شده بود ولی تنها به او فکر کرد. صدای سم های اسب را شنید که به او نزدیک میشدند. مردی با لباسی سیاه و صورتی پوشیده روبهروی او روی است نشسته بود، کسی که همه او را خلافکار صدا میکردند کسی که مقصر این آتش سوزی بود. او در چشمانش نگاه کرد، چیزی درباره آنها آشنا بود، تا اینکه مرد پارچه را از صورتش کنار زد "منتظر من بودی، عزیزم؟"
Click
#fantasy
#dfs
- ۷۴۷
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط